نگاشته شده توسط: golmaryam | ژوئن 28, 2013

روز تعطیل

یک بار رکسانا گفته بود که وقتی حالم خوب نیست خیلی آشپزی می کنم ولی خونه ام به هم ریخته است. در همون راستا الان تو یخچال ما عروسیه. از دیروز عدس پلو داریم. یک خورده گوشت و پیاز سرخ شده هم نگه داشتم که شاید با خمیر یوفکا یه چیزی برای بچه ها درست کنم. الویه هم الان درست کردم چون مرغ پخته داشتیم. برای ناهار هم آبگوشت بار گذاشتم که البته اسمش پرطمطراقه والا غذای آسونیه و یک ساعته تو زودپز می پزه. دلم داره از غصه و گرفتگی می ترکه. انگار ده کیلو وزنه بهش آویزون کردن.
خوب حالا یه چند ساعتی از نوشته بالا می گذره. ناهار خوردیم و چند قسمت بیگ بنگ تئوری دیدم. بعد گفتم بریم پارک پردیسان ببینیم چه خبره. چرا مردها هیچ وقت پیشنهادی ندارند؟ یا همه شون اینطوری نیستن ؟ بعله شال و کلاه کردیم رفتیم سمت پردیسان. بعد از این که ماشینو تو پارکینگ خروجی حکیم پارک کردیم، پیاده راه افتادیم سمت بالا. بچه ها نق می زندند و راه نمی اومدن. خودمون هم نمی دونستیم چی در انتظارمونه. تا این که رسیدیم به جایی که مرز بین پارک پردیسان و نهج البلاغه بود. یک سری وسایل بازی دیدیم که اغلبشون از طناب ساخته شده بودند. سرسره های بزرگ پیچ درپیچ که البته برای رسیدن بهشون باید از نردبون های طنابی بالا می رفتید و از پل معلق می گذشتید. تاب طنابی، چرخ و فلک طنابی و اینطور چیزا. خیلی هیجان انگیز و جالب بود. شاید هم ما آدمای ساده گیری هستیم از لحاظ سطح هیجان. یک ساعتی با بچه ها بازی کردیم و برگشتیم. هوا هم خوشگوار و زمین پرنگار. نم نم بارونی هم زد و حالمون حول شد.
می دونم که یک قسمتی از بدحالی ام مربوط به این هورمون های لعنتی، پی ام اس، جی پی آر، سی یو پی و اینطور خزعبلاته. ولی یک قسمتش هم به خاطر فعالیت نکردنه. اون یکی قسمتش هم به خاطر زندگی تخمی بدون هدف و خونه نشینی اجباریه. یعنی بیکار نیستم ولی این که کارامو باید تو خونه انجام بدم و همکار ندارم ، حالمو بد می کنه. حالا درصد بندی نمی کنم. چون اینا هی بالا پایین میشن. دیگه خودتون می دونید. به نظر شما من دقیقا چمه دکتر؟

Advertisements

Responses

  1. موافقم، از خونه کار کردن برای مدت طولانی آدم رو افسرده می کنه.

  2. این پارک «نهج البلاغه» هم خیلی باحاله! نه به اون اسم عجیب و سنگینش، نه به اون فضای با صفاش…
    یه وقتهایی منم خیلی دلم می خواد یه مدت از خونه کار کنم، اما می دونم که اگر بمونم خونه عمرا به کارم نمی رسم 😀

  3. az neveshtehat khosham miyad:) kamelan sadegi va khode vagheyto neshon midi ke besyar ba arzesh.

    • مرسی 🙂

  4. chizit nist khanum… vaghti man injuri misham hamsar mige khoshi zire delet ro zade!!!!!mibini? baghiyeye dalayel elmi ro nemidunam?!hala park pardisan khabari bud?be un jur ghazahaye munde tu yakhchal ham migan hasi gawa. bar vazn esmhaye japoni. didi tu filmha miz sham michinan haftad ghaza tushe vali hamash riz riz tu nalbakihaye ghad nokhod?

    • گود پوینت عزیزم :))

  5. منهم امروز حس و حال کار خونه ندارم. اما اتفاقا حس و حال آشپزی هم ندارم!! اینه که می خوام برم ببینم این جشنواره غذای برج میلاد چه جور چیزیه. همین که توش دو تا کلمه جشن و غذاداره باید جالب باشه! به قول تو سطح توقع مون پایینه! اگه چیز به درد بخوری بود میام بهت می گم!

  6. سواپتون چی شد؟ تلفن و صندلی لازم دارم فک کنم 🙂

  7. سلام، من مایلم که در برنامه ی swap شما شرکت کنم، ممنون میشم از طریق ایمیل با من در ارتباط باشین

  8. هیجان انگیز بود اون پارک پردیسانش. در ضمن شما همون که خودتون گفتید بهتره کارت بیرون از خونه باشه آدم دق میکنه تو خونه بدون آدمیزا و همکار

    • آره کار بیرون قطعا بهتره ولی فعلا شرایطش رو ندارم. اگه کار نیمه وقت بهم
      پیشنهاد بشه میرم. چون نمی تونم تا ساعت پنج سر کار باشم و بعد تا برسم ساعت
      بشه شیش و هفت. بچه هارو چیکار کنم؟


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: