نگاشته شده توسط: golmaryam | ژوئن 19, 2013

کلا دوستان

عرضم به حضور انورتون که بنده گاه گداری شوی لباس و اینجور چیزها برگزار می کنم. این یکی از کارای مورد علاقمه. هم برام منافع مالی داره و هم دور هم جمع شدن و گپ زدن و شلوغی رو دوست دارم. بعضی وقتا هم از دلشون قصه هامو درمیارم می نویسم.
چند وقت پیش دوستی بعد از مدتها بهم زنگ زد و یکی از اقوام نزدیکش رو معرفی کرد تا با هم شوی مانتوهای طراحی شده خودشون رو بذاریم. من و قوم محترم با هم تماس گرفتیم و در مورد جا و مسائل دیگه حرف زدیم و قرارمون شد برای آخر این هفته. با همسرم هماهنگ کردم که آخر هفته بچه هارو کجا بگذاریم. قرار با صاحبخونه رو جابجا کردیم. به چند نفری ایمیل زدم ، چند تا هم تلفن برای برنامه های جانبی شو و به قوم محترم دوست عزیز هم اس ام اس دادم که عکس مانتوهارو برام ایمیل کن که به دوستام نشون بدم. اگر شما به اس ام اس بنده جواب دادید، ایشون هم جواب داد.
تو چت از دوست عزیز پرسیدم که آیا تو محل کارش به همکاراش خبر داده که بیان؟ جواب داد: مثل این که اون برنامه کنسل شد. گفتم ولی کسی به من خبر نداده. مطمئنی؟ گفت "بذار بهش زنگ بزنم بپرسم." از دیروز هر دو فرد مورد نظر در غباری از مه و دود فرو رفتند و به نظرشون میاد اگه کلا سروصدا نکنن و جواب تلفن ندن، خودش خشک میشه می افته.
خوب راستش خیلی عصبانی شدم از این رفتار. به نظرم چقدر کودکانه و نامعقول اومد. به هردلیلی که اون آدم نخواد با من کار کنه، حداقل باید یک اس ام اس بهم بزنه و موضوع رو کنسل کنه. آیا درک همچین چیزی نیاز به هوش و استعداد فراوانی داره؟ از دوستم هم توقع داشتم که ایمیل بهم بزنه و طی دو خط بهم بگه که نشد. نتونست. از تو خوشش نیومد یا هرچی. نه این که کل جریان رو به بوته فراموشی بسپاره تا دفعه بعد که همدیگه رو دیدیم، دستمو بگیره بکشه یه گوشه که: می دونی چی شد؟ این طوری، اینطوری و فلان. خوب بابا زشته این برخوردا. منم خیلی سختمه به آدما تلفن کنم. ولی دیگه یه اس ام اس یا ایمیل که خرجی نداره.
چقدر زیادن آدم هایی که کلی نقشه می کشن و با هم تبانی می کنن تا با اصل مشکلشون روبرو نشن. دوست دیگه ای داریم که خدای دروغ گفتن برای مسائل بی اهمیته. یعنی من انقدر از این آدم چاخان شنیدم -سر هر موضوع ساده ای مثل این که مثلا ما چرا امشب نمیایم خونتون – که مطلقا هیچ حرفی رو ازش باور نمی کنم.
نمی دونم مشکل تربیتمونه ، چیه که انقدر راحت آدم ها دروغ می گن، حقیقت رو کتمان می کنن، وارونه جلوه اش میدن و برای هر کدوم از این کارها هزینه ای می کنن که گفتن حقیقت براشون نداره.
خلاصه از رئیس جمهور عزیزم می خوام که به این مسائل رسیدگی کنن و مجددا تبریک عرض می کنم ، خانم/آقا عجب گلی بود.

Advertisements

Responses

  1. من از آخرهای گودر می خونمتون!
    هیچی خواستم بگم یه سواپ بزارین، قول می دیم بیایم! بدقولی هم نکنیم! 🙂

  2. va ma ye famili darim ke age sib sabz kharide bashe va azash beporsi che rangi kharidi mige ghermez. manam mundam tu in niyaz be doroghguyi mobram. yani chi akhe?chera inhame etlaf energy?

    • الکی نیست که میگن ایرانیا پیچیده ان شیلا جون 🙂

  3. دوست داشتم اعتماد به نفس ات رو که رفتار زننده رو به خودت نگرفتی. خودم خیلی اذیت میشم بعد از این جور رفتارها. مدام فکر می کنم روابط عمومی خوبی ندارم، زشتم و هزار فکر ویران.

  4. ضمن ابراز تاسف از این واقعه، لایک زیاد به نوشته. واقعا جوانان چرا؟؟

    • قربونتون برم رزیتا جون. آدم می مونه انگشت به دهن والا

  5. سلام گل مریم جان .نوشته هات یه جوریه که انگار همه چیز راحت تر و ساده تر از اونیه که به نظر می رسه . خیلی وقته باهاشون حال می کنم . اون بالا نوشتی ساده تر بنویس. اینم از من داشته باش «…و بیشتر» 🙂

    • ممنون. راستش بیشتر اوقات اونقدرا هم آسون نمی گذره. آسون نوشته میشه. ممنون از لطفت 🙂

  6. این رفتار کاملا از بیشعوری بود. مودبانه تر نمیتونم بگم

    • والا من هم همین نظرو دارم رها جون

  7. غیر از » نقشه می کشن»و» با هم تبانی می کنن»اونهایی که «خدای دروغ گفتن برای مسائل بی اهمیتن» یه احتمال خیلی ساده و بدیهی میتونه واقعیت داشته باشه : طرز فکر و عقیده و علائق ما ممکنه بنظر طرف مقابل اصلا جالب نباشه بهمین دلیل اشتیاق کافی وجود نداره. همین.» آیا درک همچین چیزی نیاز به هوش و استعداد فراوانی داره؟»گمان نمی کنم، امیدوارم از «صراحت» متقابل نرنجیده باشی . چرا که صراحت یک طرفه مقصدی جز ترکستان نداره.

  8. چند نکته:
    1-وقتی مطلبی در شبکهِ مرئیِ مجازی (وبلاگ و …) نوشته می شود یعنی در معرض دیدار کنندگان قرار می گیرد طبعا مورد تایید عده ای همفکر قرار میگیرد و ممکن است عده ای هم موافق نباشند کما اینکه در مورد نوشتارِتو چنین اتفاقی افتاد. اگر قرار باشد ما نظرات دیگران را مطابق میل خود دستچین کنیم عده ای را در همان صفحه مورد لطف قرار دهیم وجواب گروهی دیگر را به فضای پنهان شبکه مجازی (ایمیل و…) بکشانیم و در آنجا به حسابشان رسیدگی کنیم قطعا میزان شجاعت مدنی ما مورد تردید جدی قرار می گیرد چرا که ممکن است برای عده ای از خدا بی خبرِ دروغگو (خودم را عرض می کنم) این تصور پیش بیاید که مبادا صاحب وبلاگ چهره ای از خود را به تماشا گذاشته که با واقعیت شخصیتش مقدار معتنابهی فاصله دارد و مایل نیست این فاصله نمایان شود.
    2- در پاسخ کوتاهی که به نوشتار وبلاگ داده بودم تمام عبارات داخل گیومه مستقیما از وبلاگ –کپی-پیست شده بود از جمله و بخصوص ماجرای هوش و سایر قضایا. لذا آن افاضات ارتباطی به اینجانب نداشت.
    3-وقتی در ایمیل ارسالی، آمادگی ات را در تحمل ماهی یکبار دوستان علی را خواندم بیاد چند بار میهمانی در خانه تان افتادم که سر ساعت 9 با رویی گشاده جهت استراحت،جمع را ترک کردی وخوابت گرفت . لذا بی اختیار لحظاتی به افق خیره شدم و سردر نیاوردم.شاید این مربوط به میزان هوش من بوده باشد .بگذریم.
    4-زمانی که کودک بودیم گاهی خطایی از ما سر میزد از آنجا که ضعیف بودیم و آسیب پذیر بطور غریزی در پشت دامن مادر ،یا پشت دستان پدر پنهان میشدیم تا آسیبی بما نرسد اما باید بتدریج یاد میگرفتیم که مسئولیت کارهای خودمان را بعهده بگیریم،اماظاهرا در مورد بعضی از ما این اتکا بخود متاسفانه هرگز اتفاق نخواهد افتاد . چرا اینرا گفتم ؟ شاید خواسته ام مناسباتم با علی را توضیح دهم.

    • :))) vaghti baraye bare aval comment mizarid ba nevisande chek mikone
      baraye paziroftan ya napaziroftanesh. alan age negah konid commente
      avaletoon hast.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: