نگاشته شده توسط: golmaryam | ژانویه 13, 2013

آخر شبی

اگر در همین لحظه که ساعت ده و سی دقیقه شب است تصمیم بگیرم که پاشم برم کارامو انجام بدم، تا ساعت دو کار برای انجام دارم که عبارتند از: جمع و جور کردن آشپزخانه و خریدهایی که امروز ظهر انجام داده ام و دارند به من دهن کجی می کنند، پختن سالاد الویه ای که بوی ته گرفتن موادش کل خانه را برداشته، رفتن به حمام، سرخ کردن کدوهایی که پوست گرفته و خرد کرده ام برای ناهار فردا که دوستم میاید پیشم، نوشتن مشق های زبان ، مسواک زدن و کرم مالی صورتم که از خشکی به یک تکه نان خشک می ماند. بلی. خیلی کار دارم ولی حال ندارم. مثل قورباغه چمبره زدم پای ایمیلم ببینم کی ایمیل تازه می رسه، همینطوری داغ داغ برم سراغش ببینم چیه. هر از گاهی کامنتی چیزی هم بذارم یه وقت لال از دنیا نرم. یک داستان نصفه هم دارم که باید چند جمله بهش اضافه کنم و چند تا طرح که باید نوشته بشن تا فراموش نکنم. پاهام خسته است، تنم خسته است، خوابم میاد ولی دوست ندارم بخوابم. عصری با بچه ها رفتیم خونه پگاه. رو دور تند دو ساعت مهمونی و شام داشتیم و بعد برگشتیم خونه. خوبه که خونه هامون به هم نزدیکه. بچه ها بازی می کنند، ما حرف می زنیم. پگاه تند تند برامون شام آماده کرد. در حالی که ساعت پنج تازه از سر کار برگشته بود خونه. خیلی تر و فرزه ماشالا. آسا دیگه از ماندانا نمی ترسه و با هم بازی می کنن. دارا و سام کارتون نگاه می کنند و گاهی عربده می کشند و بازی های سیخکی می کنند. دیکته هم ننوشتیم. وای چقدر دلم چای می خواد. چای آخر شب بعد از خوابیدن بچه ها خیلی مزه میده.

Advertisements

Responses

  1. حالا دیگه این الویه ته گرفته رو بخوری از الویه زده می شی. همزمان کار کنی زودتر تموم می شه. مشقا رو ببری تو آشپزخونه وقتی کدو سرخ می شه بنویسی و بقیه هم بزنی سر هم
    ماچ

    • یه کمی از مرغ و سیب زمینی اش ته گرفته بود، کندم. کلا بو نگرفته بود. درستش کردم واسه فردا میان وعده سام. حالا ببینم بقیه اش چی میشه. ماچ بک

      • با چایی شیرین هم عالی می شه. بذار امتحانام تموم شه یه رفع عقده ای راه بندازم. الان بیست روزه که شبا سوپ می خوریم برای وقت نگیر بودن. سبزیجاتشم خرد شده و آماده خریدم اینه که هر شب دقیقا یه مزه می ده

      • آخی عزیزم.. ایشالا زود و خوب تموم شه امتحانات

  2. چه همه آدم داری دور و برت دختر! هرروز خونه ی یکی! چقدرم عزیزی که ساعت 5 از سر کار میان و مهمونت می کنن برای شام . خب از من چی برمیاد ؟! هی دعا می کنم که خدا دوستاتو برای تو و تو رو برای دوستات حفظ کنه که هی برید با هم دیگه حالشو ببرید .

  3. gahi vagean adam delesh mikhad hich kar hich kar nakone. fagat deraz bekeshe o be ye nighte khire beshe. vali mage in vojdan lanati mizare? rasti chaye bad az tamiz kardane khune vaghti mesle dasteye gol shod ham kheyli michaspe va hamintor chaye baad za khab kardan bacheha! va babaye bacheha!

  4. اومدم در گوشت بگم و برم! اون آقای محترم رئیس شرکت مونه و خانوم محترم هم بازاریاب مون که خیلی هم به این رابطه ته دلش افتخار می کنه! یعنی جوریه که احساس می کنی خیلی بدش هم نمیاد همه دنیا بفهمن!
    خانوم آقای رئیس هم گاهی میاد شرکت پیش ما. تنهاست و خونواده ش هم تهران نیستن، هر وقت حوصله ش سر میره میاد اینجا. بعد فکر کن این دو تا جلوی چشم ما زنه رو می پیچونن و میرن مثلا جلسه!!! ما هم که گوشها درااااز!

  5. دقیقا درک میکنم و میفهمم و هر شب وضعیت خودمه تقریبا

  6. کارای خونه خیلی سخته واسم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: