نگاشته شده توسط: golmaryam | دسامبر 30, 2012

ممنونم که هستید. بیشتر باشید لطفا

خیلی دلم می خواد که یک متنی در مدح رفاقت و دوستی بنویسم و این که چقدر خرسندم از دوستی هام و آدم های زندگی ام. ولی خیلی باید فکر کنم که یک وقت، احساساتی و مضحک از آب درنیاد.

امروز صبح شیدا برامون آهنگ "تو نی نی چشات خیسه" فرستاد. من به این آهنگ حساسم. یعنی یک جایی، یک چیزی رو تو وجودم می لرزونه که نمی دونم چیه و حاصلش از تو چشام قلپی می زنه بیرون. بعد این وسط با یه چشم اشک و با اون یکی چشمه هم اشک، داشتم با زهره چت می کردم. برام یک سری فرم پر می کرد که خودم با هوش و استعداد و پشتکار ذاتی ام قادر به انجامش نبودم و حتما باید یکی کمکم می کرد. از فلان سرشاری برخوردارم و متعجبم. همینطوری که قلپ قلپ اشک می ریختم و اطلاعات می دادم به زهره، مهتا هم اومد و آهنگ "تو که چشمات خیلی قشنگه" رو واسه داغ کردن ماجرا برامون فرستاد. آخییی من! چرا انقدر آخه؟ اونم دانلود کردم و دیگه سرمو گذاشتم رو میز و شروع کردم. من اینطوری ام که وقتی می خوام گریه کنم یه کلیپی تو ذهنم درست میشه از تمام صحنه هایی که می تونه منجر به گریه شه. بعد با دلی آرام و قلبی مطمئن ازاین که دلیل مهمی واسه گریه دارم، به این کار ادامه میدم. بعد کلیپ امروز صبحم می دونید چی بود؟ دوستامو گذاشته بودم توی یه سیرکلی و حس می کردم که اینا دورمو گرفتن و دارم گرم میشم. از چهارشنبه هم حتی اگه بخوام حساب کنم اینا تو سیرکلم بودن: مهتا، شیدا، لیلا، مریم، نیلو، مهتاب، میترا، فاطمه، تیما، مریم، اعظم، مژده، پروانه، بنفشه، پریسا، و دوباره شیدا، مهتا، مریم، لیلا، نیلوفر و اون سر دنیا زهره. نه این که فکر کنید سیرکله به همینا ختم میشه ها. بعد خیلی احساساتی طور و خوب بود و خوش گذشت. جای همتون سبز.
نمی تونم لپ مطلبو اون طور که باید و شاید بیان کنم. این که یک وقتایی حضور یه آدم ، با یک خط چت، یه جمله ایمیل، یک در آغوش گرفتن گرم، درد دلهای ساده، نگاه گرم بی دریغ، لبخند و خلاصه همین جور چیزا چقدر حال آدمو خوب می کنه.

Advertisements

Responses

  1. یک بغل حسابی با دو تا ماچ آبدار برای بهترین گلمریم دنیا که بدونه هنوز هستم و کلی هم دوستش دارم….

  2. البته جسارتاً اگر از بنده دعوت شده باشه که باشم!

  3. گلمر گلمر خودت مرسی که هستی :***
    (نامبرده دوان دوان خود را قاطی ماجرا میکند، خیلی ما سه تا رو کجا میبرین طور)

    • واایی قربونتون برم خانوم اسپریچو خانوم. چرا بودی جزوش

  4. سلام مریم جون..خوبی؟
    راستش من خیلی وقته وبتون را میخونم ولی اهل کامنت نبودم متاسفانه. یادمه سام قبلا مهد نارنجی میرفت…درسته؟ ممنون میشم اگر نظرتون را در راجع بهش بگید. بعد از اون چه مهدی رفت؟
    یک عمر دعاتون میکنم اگر جوابم را بدید. گل ها تون را ببوسید

  5. خب چقدر دلم سوخت . از این دوستا دلم خواست . یه نفر که لااقل اگه خواستم برم تئاتر یا کنسرت انقدر باهاش ندار باشم که زنگ بزنم بیاد بچه رو نگه داره و همش مجبور نباشم خواهر بیچاره مو صدا کنم . حالا فکر نکنی فقط از این دوستا واسه کار و گرفتاری می خوام ها ! نه بابا ! کلا خیلی دلم خواست بتونم یه عالمه دوست ردیف کنم .
    بعدشم خیلی مزه می ده آدم تورو دیر به دیر بخونه گلمرجون . بس که دیر به دیر می نویسی . طاقت ندارم بیام یه پست بخونم ، نشئه بشم ، بعد برم تو خماری تا دوباره بنویسی 🙂 وقتی میام اینجا اول تعداد پستها رو میشمرم که مطمئن بشم یه پنج شش تایی هست دست کم . بعد کیف می کنم از این همه بودنشون . می رم شروع می کنم از پایین به خوندن . 🙂 تو هم بیشتر باش لطفا . :*

    • واییییی. قربونت برم منصوره جان. چه حالی به من دادی. باور کن اگه نزدیک بودیم به هم می تونستیم از این بده بستون های بچه ای داشته باشیم ها :ی

  6. پس من چی ؟شوخی کردم. من که همیشه به فکرت هستم. نه بعنوان کسی که نتونه فرم پر کنه بلکه بعنوان کسی که همیشه خدا روحیه خوبی داره. اتفاقا تو و یک نفر دیگه تو ذهنم بودید که می خواستم یه آهنگ براتون بفرستم از گروه دنگ شو.شاید خودت پیداش کردی. کمی آهسته تر…می بوسمت عزیزم

  7. یعنی ممکنه اون فاطمه که نوشتی من باشم ؟؟؟؟؟؟؟ حتما من هستم چرا که نه 🙂
    الهی اون سناریو که تو مغزت درست میکنی برای گریستن دلم رو چه حالی کرد …
    کاش الان تهران بودم میزنگیدم و یه قراری جور میکردیم … ما که مثل این کولی ها شدیم همش تو رفت و آمد وقتی هم میرسیم تهران کلی کار عقب افتاده و دید و بازدید پدر و مادر داریم تا میایم به خودمون فکر کنیم وقت برگشتن رسیده !


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: