نگاشته شده توسط: golmaryam | اوت 6, 2012

چگونه به وبلاگ نویسی برگشتم و عادت هر روز نوشتن را از سر گرفتم *

سام بعد از یک هفته برگشته خونه. دیشب از خونه مادر بزرگش آوردیمش. ساعت یک بعد از نیمه شب رسیدیم خونه. ماندانا تو بغل من بود و سام تو بغل علی. در آسانسور که باز شد، با زوجی بچه بغل مواجه شدیم. تو بغل هرکدومشون یه بچه زیر یک سال با چشمانی کاملا باز و پستانکی در دهان بود. قاهه برگشت گفت: ای بابا شما که از مام بدترید. فکر می کردم بزرگ شن دیگه لازم نیست بغلشون کنیم. من هم گفتم: والا هر جور فکرشو می کنم وضعیت شما بدتره. دو تا همسن، بعد این موقع شب بیدار؟ مادرشون کم مونده بود سرشو بذاره رو شونه من های های گریه کنه. گفت: آره والا همه بچه ها این موقع شب خوابن. نمی دونم اینا چرا بیدارن؟ القصه دیگه رسیدیم به طبقه چهار و ما پیاده شدیم. ماندانا طبق معمول یک ساعتی طول کشید تا از حالت خواب و بیدار به خواب کامل برسه. صبح هم ساعت هشت بیدار بود و داشت گردنبند و دستبند بدلی های منو امتحان می کرد. یک ربع بعد آماده اش کردم و پیاده راه افتادیم سمت مهد کودک. در مهد باز بود و یک پدر و مادر مسئول و آگاه داشتند با مربی مربوطه راجع به تحصیل و علم آموزی نوگل یک سال و چهار ماهشون صحبت می کردند. به این صورت که مادره داشت می گفت: نمچیطو جون (اسم سختی داشت بچه) دانسته هاش خیلی بیشتر از همسن و سالاشه و باید بره کلاس بالاتر. اصلا به همین دلیل تو کلاس شیطنت می کنه چون درسا براش تکرارین. مثلا اون اسم حیوانات اهلی و وحشی رو کامل بلده (به زبان شیرین انگلیسی طبعا) و …… من هم هی این پا اون پا می کردم اینا برن تا به مربی بگم لطفا این شربت های ضد حساسیت ماندانا رو بهش بدید. چون تو خونه یا تف می کنه یا لباشو محکم به هم می دوزه که نتونم چیزی بهش بدم. خلاصه که دغدغه های پدر مادرا از مسطح تا سطح بالا و از اون ور تا سطح پایین در نوسانه و خدا به این مربیای طفلکی عمر با عزت بده که ما خل و دیوونه هارو تحمل می کنن. خودمو عرض کردم طبعا.* با کسی چیکار دارم سر صبی. والا به خدا

Advertisements

Responses

  1. وای خیلی بامزه بود اون نمچیطوش! ایرانی جماعت فکر می کنن انیشتن تو خونشون دنیا اومده باید یه طوری کشفش کنن و به جهانیان معرفیش کنن!ذنترس متوجه میشن! یکیش خود من! الان دیگه هیجاناتم کنترل شدن!

    • :)) عزیززم

  2. سر صبحی کلی خندیدم از دستت دوست جون
    آی گفتی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: