نگاشته شده توسط: golmaryam | ژوئیه 6, 2012

تازه ساعت نه و بیست دقیقه صبحه

دیشب رفتیم مهمانی خداحافظی. این اسم یک فیلم یا تئاتر نیست. اسم یه مراسمیه که توش چند نفر دور هم جمع میشن تا رفتن یک نفر به مملکت خارج رو جشن بگیرن، پاس بدارن، دلداری بدن، الخ. تنها بچه دارای جمع ما بودیم. یک بچه رو تخت صاحبخونه و دیگری وسط مهمونا خوابیده بود. طبعا اختلاف سنی محسوسی با بقیه داشتیم ولی روحیه مون خوب بود و خودمون رو از تک و تا ننداختیم. ساعت دوازده و نیم برگشتیم خونه، در حالی که هرکدوممون یه بچه رو کولمون بود. اخی. حیوونیا. یک چایی خوردیم و کمی حرفیدیم-سلام بلاگفا- صبح با صدای نازنین بچه ها از خواب پریدم. علی قرار بود بره سر کار. می خواست سام رو با خودش ببره. ماندانا هم شروع به گریه و زاری کرد. پس همسر عزیزم اونو هم با خودش برد. چقدر اخه تو دل رحمی مرد ؟
القصه صبح روز تعطیل ساعت هفت و نیم صبح از خواب بیدار شدم -تنها- و دیگه خوابم نبرد. ماشین ظرفشویی و لباسشویی رو روشن کردم. یک بسته گوشت چرخ کرده گذاشتم بیرون که کتلت درست کنم وکدوهای ته یخچالو دراوردم و خورد کردم که سرخشون کنم. غذاهای مونده ته یخچالو دو تا یکی کردم و چپوندم تو ظرف غذای سابق سام که فردا ببرم سر کار بخورم. صبحانه دلخواهم -نون سنگک، پنیر ، گردو، چای قند پهلو- رو خوردم و دارم فکر می کنم پنج تا بعد از ظهر هفته بعد -شنبه تا چهارشنبه – با بچه هام کجا برم یا به کی بگم بیاد پیشمون. ها البته برنامه چهارشنبه که معلومه. میریم خونه لیلا. آیا من با زن سعدی نسبتی دارم؟ ممکنه. هنوز کلی کار هست که باید انجام بدم. مثلا جمع کردن هزار تیکه اسباب بازی فوق ریز که گوشه و کنار منزل ولو اند و جا دادن هریک در محلی خاص با خورده ریزهای مشابه. این یک رسالتیه که هرمادری رو دوش خودش احساس می کنه. بعد جارو و تی کشیدن. بعد مرتب کردن کمد لباس ها. شستن حمام. پهن کردن لباس های شسته شده- از این کار متنفرم- جمع کردن ظرف های شسته شده – از این کار هم-
فکر کردید روز بعد از همه این کارها تموم میشه؟ نه. حتی به نصفه هم نمی رسه. کش میاد. بچه ها و علی برمی گردن. آیا ناهار خوردند؟ فکر نکنم. بزرگترین دغدغه ام در این خصوص اینه که ماندانا تو ماشین خواب راحتی کرده و سرحال و غبراق رو کله من بپر بپر می کنه و من نمی تونم بعد از ظهر بخوابم و این کمبود خواب تا به ابد ادامه خواهد داشت. آه ستاره های عزیز، ستاره های مقوائی عزیز، بچه ام تو ماشین نخوابه، بیاد تو خونه بخوابه. خوب؟

Advertisements

Responses

  1. Khow bade ye Shabe arum ye asre por hayahoo!
    Vasam kheili jalebe ke taghriban bishtar daghdaghe’haye madara to kole 2nya ye hese moshtarak dare!

  2. با اين همه كار از بچه دار شدن ميترسم…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: