نگاشته شده توسط: golmaryam | ژوئن 30, 2012

چیکار دارم می کنم؟

یک ماه و نیمه که دارم میرم سر کار. یا به عبارتی میام. هی زیر و بالاش می کنم و از خودم می پرسم بمونم؟ برم؟ چه کنم؟ برای این که ذهنم راحت تر موضوع رو حل و فصل کنه نقاط ضعف و قوت این شغل رو با هم بررسی می کنیم: اولین نقطه قوت این کار نزدیکی اش به خونه است. چون دیدم با توجه به این واقعیت که هیچ شغل نیمه وقت یا پاره وقتی نمی تونم پیدا کنم و حداقل باید تا ساعت چهار و نیم سر کار باشم، بهتره در محدوده دو سه کیلومتری خونه و مهد بچه ها کار پیدا کنم. یک نقطه قوت اینجا، توالت دسشویی فوق العاده تمیز و شیکشه که تقریبا من به تنهایی ازش استفاده می کنم. روزهای اول واقعا تحت تاثیر بودم. یک نکته دیگه این که اینترنت اینجا از خونه سرعت بهتری داره و دسترسی ام بهش نامحدوده. به جرات می تونم بگم که همین سه تا نقطه قوت رو داره. البته کار سختی هم نیست. همین کارهای روتین دفتری. چرا به همچین کاری تن دادم؟ چون دیگه از خونه موندن خسته شده بودم و کارم داشت به افسردگی می کشید و همه اش جیغ می زدم. تازه وقت بیشتری رو هم با بچه ها نمی گذروندم. پس اگه یادم نرفته باشه همین دو ماه پیش حاضر بودم هرکاری رو که در محدوده خونمون باشه انجام بدم ولی دیگه تو خونه نمونم. نقاط ضعفش یکی سیستم بازاری ، پیمانکاری و دلال طور شرکت است. یعنی ظاهرش مهندسی ولی باطنش چیز دیگه ایه. آدم ها مدام عوض میشن. تمام پرسنل نهایتا یکی دو ساله که اینجا مشغولن و تو همین مدت کوتاه چند نفر از اینجا رفتند یا دارن میرن. حقوقاشون پایینه. حقوق ماه اول رو نگه میدارن و موقع تسویه حساب بهت میدن. گویا سفته هم می گیرن که هنوز به من چیزی نگفتن. ولی زیر بار این یکی نمیرم. به عبارتی نه عنوان شغلی خاصی دارم، نه حقوق خوبی می گیرم. با محیط هم چندان حال نمی کنم. ولی فشار خاصی هم نداره. بدی اش اینه که انتظار دارن یک روزهایی از هفته اضافه کار هم بمونم. طبعا اضافه کاری خوبی هم نمیدن. یعنی ارزش وقتی که میذاری رو نداره. ولی من از قسمتاییش که خرکاری داره خوشم میاد. به این نتیجه رسیدم در مورد خودم که کار زیاد رو دوست دارم. که وقت سرخاروندن نداشته باشی. ولی احتمالا نمی تونم مدت طولانی این مدلی کار کنم. چون به هرحال تو خونه هم کارایی هست که باید انجام بدم. هر چند که علی نهایت همکاری رو باهام بکنه، پنج شنبه ها بمونه خونه بچه هارو نگه داره، ناهار بپزه، بعضی روزها زودتر بیاد و اون بچه هارو از مهد بگیره یا صبح ها ببره مهد.
دارم فکر می کنم چطوره همینطوری ادامه بدم و به صورت ملویی باز هم دنبال کار بگردم. با همون محدودیت نزدیکی به منزل. زیاد هم خودمو اذیت نکنم. تا پاییز. چون به هرحال اون موقع سام هم میره مدرسه و روزها کوتاهتر میشه و هزار تا چیز دیگه هم ممکنه پیش بیاد. ببینم چطو میشه. ها؟

Advertisements

Responses

  1. 1-خوبی نزدیکی باید این باشه که ادم خودش بچه رو از مهد برداره یا مثلا زود برسه خونه که با اضافه کاری اجباری می پره.
    2- محیط بد با حقوق پایین هم در مدت طولانی آدم را خسته و افسرده می کنه.
    3- از آنجایی که می دانم زیاد در خانه ماندن می تواند آدم را به چه موجود دادزننده ای تبدیل کند، پیشنهاد ما اینست که بروید و دل نبندید در جستجوی بهترش باشید. بعد آدم افسرده نباشد راحت تر می تواند کار خوب پیدا کند. پس عجالتا این یکی را رها نکنید (همه اش تجربه من است و ممکن است برای شما طور دیگری باشد)
    4- چقدر شما علی خوبی دارید که حاضر است از آن آپولو چهاردهی که اکثریت جماعت ذکور هر روزه هوا می کنند بگذرد تا شما شغلی را که مقبولتان هم نیست داشته باشید.
    5- قربان شما

    • مرسی الناز جان بابت همفکری. آره خودمم فکر می کنم کار تو کار بهتر پیدا میشه. یه چیزی مثل خر تو خر. بعد خوب می دونی طبعات اون جیغ و دادها پاچه علی رو هم می گرفت. البته واقعا ادم همراهیه.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: