نگاشته شده توسط: golmaryam | دسامبر 3, 2011

همون سالی که حسینو خیلی کشتن

به تاکسی سبز رنگ گفتم سر نیایش. نگه داشت. پریدم بالا. بوی قیمه پیچیده بود توی ماشین. قیمه نذری. رفتم عاشورا. عاشورای دو سال پیش. نوک دماغم تیر کشید. یه خورده آب از چشمام اومد. هوا چه سرده بدمصب

Advertisements

Responses

  1. عاشورای دو سال پیش….

  2. :((

  3. انگار مال 15 سال پیش باشه

  4. از دوسال پیش عاشورا که میشه یبیشتر از امام حسین یاد یزید می افتم.
    آخه بیشتر تو چشمه


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: