نگاشته شده توسط: golmaryam | نوامبر 16, 2011

جهت ثبت در تاریخ

چند وقتی بود که تصمیم داشتم ماندانارو از شیر بگیرم. شیر دادن احساس دوگانه ای تو ادم ایجاد می کنه. از یک طرف عاشق اون لحظه ای هستی که بچه چشماشو بسته و داره مک می زنه یا چشماش بازه و می خنده و مشغوله. از طرفی خسته میشی از این که مدام بچه اویزونته. وقت و بی وقت میاد سراغ ممه. براش مثل یه بازی می مونه. بازی ای که تو همیشه حوصله شو نداری.

 فکر می کردم مهر ماه، بعد از واکسن یک سال و نیمگی اش از شیر بگیرمش. ولی فکر این که این آخرین تجربه شیر دادن به یه بچه اس و دیگه تکرار نمیشه، سست ام کرد. حالا بذار این یمریضی خوب شه. حالا که داره سه روز در هفته میره مهد، یه هو شوک بهش وارد نشه. بذار تو اتاق جدا جا بیفته. خلاصه از این بهونه ها. به علی گفتم سه شنبه تعطیله شاید وقت خوبی باشه واسه از شیر گرفتنش. تو هم هستی و حمایت می کنی. گفتم صبر زرد بخر از عطاری. عطاری بسته بود. ماتیک مالیدم . به کجا؟ واع! خودت چی فکر می کنی؟ بچه خواست شیر بخوره نشونش دادم و گفتم ممه اوف شده. عصبانی شد. رفت پیش پدرش. بیشتر از روزهای معمولش هله هوله خورد. شیر پاستوریزه با عسل خورد. رقصید و خندید و شیطنت کرد. ماست خورد و مالید به کله اش. اونم درست بعد از حمام.در طول روز یک ساعتی خوابید. به سام گفتم می دونی چیه سام؟ از امروز به ماندانا ممه نمیدم. به همین خاطر یه خورده عصبانیه. باید بیشتر مواظبش باشیم. سینه مو که دید خندید. گفت چه خنده دار شده مامان. چسب زخم هم زدم روش. دوباره که اومد سراغش گفت: مامان تسیدم. بچه ترسید. کمتر سراغشو گرفت. ساعت نه و نیم هم تو بغل و روی پا خوابید. نمی دونم نصف شب چی میشه. سر صبح چی میشه.  یکی نوشته بود تا چند شب میشه تو خواب بهشون ممه داد. فکر کنم نزدیک صبح واقعا گرسنه اش میشه. باید یه فکری به حالش کرد. الان شیر رو تو لیوان نی دار می خوره. عادت به شیشه شیر نداره. برم سرچ کنم ببینم بقیه چی نوشته ان. با ما همراه باشید
Advertisements

Responses

  1. چرا اینکارو مرحله به مرحله نمی کنی؟ اینجوری که خودت هم بیچاره می شی که شیر میاد توی سینه ها و دردناک می شه یا نه؟ اینجا که می گن هر وعده غذا که به بچه می دین یک وعده از شیرش کم کنید تا وقتی که روزی ۵ وعده غذا جای ۵ وعده شیر را گرفته باشه و می مونه فقط صبح زود و شب. اون را هم می گن از یک سالگی به بعد دیگه شیر پاستوریزه بدید که بهتر هم هست ظاهرا برای بچه چون کلسیم و پروتئین بیشتری داره و کمتر هم شیرینه…
    این بود از اطلاعات تئوری بنده در این مورد.

  2. منم تا وقتی نوین دو ساله شد بهش شیر دادم. از یه روزی به بعد دیگه نخورد. یعنی یکی از بزرگان فامیل بهش گفت : » تو خجالت نمی کشی انقد بزرگ شدی هنوز ممه مامانتو می خوری؟» بعد از اون نوین احساس کرد واقعن بزرگ شده و زشته اگه به اینکار ادامه بده! ولی تا مدت ها شیر داشتم. یادم نمیاد اذیت شده باشه.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: