نگاشته شده توسط: golmaryam | نوامبر 8, 2011

اگر از حال و روز ما پرسیده باشی

الان که دارم این نامه رو می نویسم خونه ساکته. ماندانا با تب خوابیده. شاید نیم ساعت دیگه بیدار شه. شاید یک ساعت دیگه. شایدم تبش قطع شه و همونطوری که اومده بذاره بره. مریضیای ویروسی این شکلین دیگه. از یه وری وارد بدن میشن و از یه ور دیگه میرن. دیروز صب که از خواب پا شدم ، فکر می کردم واقعا نباید پاشم. بلکم باید بخوابم. حق من این بود که خیلی بخوابم. ولی من و حقم فاصله زیادی از هم داشتیم. راه افتادم رفتم وسایلمو از خونه خواهرم اوردم. بارون مثل چی می بارید. ماندانارو گذاشته بودم پیش گلی خانوم. خواهرم چغندر پخته تعارفم کرد. خوردم. بعد رفتم آرایشگاه به جهت بند و ابرو. خوشم نیومد. بابا نمی تونم به این آرایشگرا بگم فقط از رو جای قبلی بردار. خیلی راحته والا. روم نمیشه بگم. بعد برگشتم خونه و غذا خوردم. دوباره رفتم کتابفروشی. بعد رفتم دنبال سام. گفت وقتی سرفه می کنم سرم درد می گیره. روز قبلش از مهد/پیش دبستانی زنگ زدن خونه که: چرا کتاب زبانشو باهاش کار نمی کنید؟ چرا سی دی زبانشو گوش نمیده؟ وقتی رفتم دنبالش دلم گرفته بود. فکر کردم بچه رو دعوا کردن. بغلش کردم دلم می خواست گریه کنم. خاک تو سرم واقعا. ازش پرسیدم : معلم زبانت دعوات کرد؟ با تعجب گفت: نه. ای بابا. وقتی ما مدرسه می رفتیم اگه درس نمی خوندیم مارو دعوا می کردن. الان هم که مامان شدیم باز مارو دعوا می کنن. اخه این انصافه؟ بگذریم که اگه به بچه چیزی می گفتن احتمالا از کلاس زبان درش می اوردم. اومدیم خونه با هم عکسای کتاب رو مرور کردیم. برگشته میگه: مامان ما دو تا گوز داریم. یه گوز که مال ادمه و یه گوز هم که بزه*. یه همچین پسر زبان دانی دارم. اینا مال پریروزه که هنوز تب ماندانا دمار از روزگارم درنیاورده بود. دیروز که سام گفت سرش درد می گیره فکر کردم بهتره تا مریضی بالا نزده ببرمش دکتر که روز تعطیل هم استراحت کنه و دارو بخوره و خوب شه. دکتر گفت تب داره و ته گلوش قرمزه ولی علائم دیگه ای نداره و دارویی نداد. الان تو خواب داره باز سرفه می کنه.ماندانا هم خرخر می کنه. یه همچین حال و روزی خلاصه. گودرم که بستن. شما چه خبر؟

* goose
Advertisements

Responses

  1. گل‌مر من هر چه کرم نتونستم توی گوگل‌پلاس پیدات کنم که بشم فالوئرت. با چه اسمی هستی مگه؟

  2. چرا ماندانا همیشه مریضه؟‌ یا اینجوریه که تو همیشه وقتی می نویسی که ماندانا مریضه؟‌

  3. گودر رو نصمه و نیمه برگردوندن . امیدوارم کامل برگردوننش که ازین آوارگی دربیایم
    این چیز جدیده رو نصب کن برای گودرت ، بهتر میشه ، فرند لیست و یه سری از چیزای دیگه ش برمیگرده ولی هنوز تا اون گودر سابق فاصله داره ، مثلن نمیشه کامنت گذاشت یا نوت نوشت.
    خودت چونی گلمر؟

  4. خواستم لایک بزنم ، گفت چون عضو نیستی نمیذارم
    🙂
    اگه گودر بود دیگه لازم نبود به این رو بندازم
    🙂

  5. براش بخور سرد روشن کن

  6. ببین گل مریم جان کیان یم عالمه سرفه میزد شاید بیشتر از یمکاه بعد از کلی دارو خوردن که اصلا تاثیر نداشت آخر سر با قطرهر سدیم خوب شد یعنی با اسپری کلر سدیم که روزی سه بار تو بینیش میزدم حالا تو امتحان کن اگر از سینوسش باشه به احتمال زیاد خوبش میکنه

  7. منم نمیدونم سیستم این مدلی شده یا راه رشد اینجوریه. هر آتیشی بچه میسوزونه دعواشو با ما میکنن. اینه که بچه هه خودش ریلکسه و به آتیش سوزوندنش ادامه میده، ولی ما همش استرس داریم. مثلا صبح ها این سارا هی طول میده تا حاضر بشه، عین خیالشم نیست. اونوقت من، همش بالا پایین میپرم میگم بدو، الان باز دیر میرسیم خانومتون دعوام میکنه! شانسه ما داریم؟

  8. گلمریم جون شما خیلی مامان خوبی هستی. نگران نباش بچه رو دعوا هم کنن چیزی نمیشه. بلاخره باید وارد یه جامعه خشن و نامرد بشن و همه چی رو تجربه کنن. زیاد سخت نگیر بد نیست که یه کم آمادگی پیدا کنن.
    * راستی فقط برای اینکه سام لغت اشتباه یاد نگیره. گوز به معنی غازه نه بز 😉

  9. گلمریم عزیزم چه خوب که دوباره می نویسی .من خیلیییی خوشحالم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: