نگاشته شده توسط: golmaryam | ژوئن 28, 2010

پاشین بیاین پیش ما

هر وقت از سام می پرسم بریم کلاس شنا؟ میگه نه. بریم کلاس نقاشی؟ نه. بریم خانه اسباب بازی؟ نه. په چیکار کنیم؟ بمونیم خونه. بریم خونه فراز اینا. بریم خونه مام بزرگ. خوب بچه جون منم که نمی تونم بیست و چهار ساعت وقتتو پر کنم. کی به کارام برسم؟ کی گودرمو صفر کنم؟ القصه فعلا موندم سرگردون. یک جلسه کلاس شنا رفتیم. که نرفت توی آب نشست کنار من به تماشا. پاشو بریم. دوست ندارم. امروز یک ساعت رفتیم خانه اسباب بازی محله. فقط یک بچه دیگه اونجا بود و خانوم مربی داشت براش کتاب داستان می خوند. قبلا هم  یک بار رفته بودیم. ابراز علاقه کرده بود به ماندانا و گفته بود اگه خواستی اینو هم نگه میدارم. هر دو شونو گذاشتم و رفتم لباس هارو دادم  اتوشویی و میوه خریدم. هوا خیلی گرم بود. یک کتابخونه هم بغل خانه سلامت هست که عضو شدم و ازش کتاب می گیرم. هی روم نمیشه دانیل استیل و آگاتا کریستی بگیرم. کتابای خوبی داره. دوست دارم. دفعه پیش یک مجله تغذیه ازشون گرفتم که مثلا ایده بگیرم یک چیزی از توش بپزم. یک انسانی برداشته بود همه ورق های مربوط به آشپزی رو از توش کنده بود. الان یادم افتاد که خریدهامو از پشت ماشین درنیاوردم و هنوز تو ماشینن. حین نوشتن این چند خط سام صد و بیست بار صدام زد . وقتی تو آشپزخونه دارم کار می کنم یا جارو می کشم و این ها صدام نمی زنه. نمی دونم چه دردی با این کامپیوتر داره. ازم می پرسه : مامان هزار چنده؟ میگم هفت. آهان. پونصد چند تومنه؟ دویست تومن. آهان. و الی آخر. گفتگوی بی سرو تهی با هم داریم. حالا هم  یک سری از وسایل بازی شو گذاشته روی میز پای مبل ها و صدام زده که این جا دریاست. مواظب باش غرق نشی. دارم ماهی میگیرم. خوب بگیر. بذار من هم دو کلوم بنویسم مادر. ماندانا از هفته ای یکبار ریدن به روزی هفت بار ریدن تغییر موضع داده. چند روزه که میخوام برم خانه بهداشت واسه سه ماهگی قد و وزنشو بگیرم. خواب می مونم. چون تا ساعت یازده بیشتر نیستن.  داریم با سام تخمه می شکنیم. تخمه سیاه. انقدر بزرگ شده که خودش تخمه می شکنه. هر از گاهی هم با شدت و حدت میگه : خخخخخخخخخخخ . که پوست های چسبیده به ته حلقشو بندازه بیرون. حالم به هم می خوره از این صدا. دوتایی وسط یه خونه به هم ریخته کثیف منتظریم که لیلا و فراز بیان. دارن از کلاس نقاشی کانون میان. زنگ زدم کانون پرورش فکری محله مون واسه کلاس نقاشی. گفت پر شده.  من منتظرم لیلا بیاد و معجزه ای رخ بده و از این بی حالی مفرط هیچ کاری نکردن خودمو بکشم بیرون. سام هم منتظره دوستش بیاد با هم برن بازی کنن و بزنن تو سر و کله هم. چند روز پیش با هم رفتیم تئاتر . گربه ای در قصر ملکه. اخرین روزهای اجراش بود. ماندانا هم کلی قان و قون کرد و عکس العمل نشون داد و صداش تو سالن نیمه خالی می پیچید.  این هفته نمایش جدید آوردن. تالار هنر. تو خیابون مفتح. فکر کنم باز هم بریم. سام دیگه مهد نمیره. گفته بودم؟

Advertisements

Responses

  1. گلمریم جان، من اگه می دونستم اومدنم معجزه باید باشه، یه طور دیگه می یومد، مثلاً سوار قالی میشدم مییومدم پشت در.
    ولی به نظر من که دیروز خوب بود. سام و فراز هم به نسبت خوب با هم بازی کردند. البته بهتر بود ادای آویزون شدن و عینی نمودن تصویر افتادنشون رو کله اسباب بازی رو هم برای ما در نمیوردند که ما هم نکن نکن نگیم بهشون

  2. چرا مهد نمي ره؟! اين جوري سختت نيست؟( از اونجايي كه سام رو از اول مهد مي ذاشتي؟)

  3. من هنوز خانه اسباب بازی نزدیک خونه پیدا نکردم . اخه من تو اینجور کارها کمی تنبل هستم . نمیدونم کدوم منطقه زندگی میکنی اما من گاهی آیدا رو میبرم مرکز خرید بوستان میدون پونک . اونجا هم یه جایی برای بازی بچه ها داره بنام خانه سبز کودک . من همراه دخمل میمونم اما تو میتونی سام رو بگذاری اونجا و بری خرید . مربی دارن . دیوار به دیوار شهروند هم هست . تو پست قبل یادم رفت این رو بگم 🙂
    خونه ما هم میتونی بیای اگر اهل رفت و آمد باشی . من و آیدا اینروزها تنها هستیم و بدون وسیله . چفت شدیم تو خونه . دوست داشتی خبر بده .
    اگر خواستی یه بار از سام بپرس بریم خونه آیدا و اگر کنجکاو شد و دوست داشت همون موقع راه بیفتین . من اهل بریز و بپاش نیستم و زیادی هم ندار و راحتم . ایمیل هم که نوشتم . خبر از خودت
    بلاخره فیلتر شدی یا کامپیوتر من مریض شده ؟ من همچنان با فیلتر شکن میام

  4. پس معلوم شد در این مدت که ناپدید بودی سخت در حال بچه داری به سر می بردی.
    من فکر کردم رفته ای خارج دوری جایی که نیستی.
    برای ماندانا کالسکه عصایی نخر این خارج دوری ها معتقد هستند که امینی اش برای تازه وارد شده به این دنیا خوب نیست.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: