نگاشته شده توسط: golmaryam | فوریه 22, 2010

همسایه ها

سام دکمه آسانسور رو زد. در رو باز کردم و با هم وارد شدیم. توی دست هام یک دسته اسفناج بود و سوئیچ و کیف. سام هم کوله پشتی  داشت با چراغ قوه. زن چهل و خورده ای ساله ای پیش از من دکمه طبقه چهار رو زده بود. بزک و دوزکی داشت. دختر جوان خوش برو رویی با موهای بور کرده همراهش بود. سلام کردم. زن گفت : مسابقه گذاشتی؟ و با سر اشاره کرد به شکمم . چشم دوختم توی چشمهاش که : شما خودتون چند تا بچه دارید؟ گفت : دو تا. گفتم : خوب چرا شما داشته باشید و من نه؟ خندیدم. خندید. گفت : تازه من توی یک سال دو بچه آوردم. یکی سر سال، اون یکی آخر سال. دختر با سر تایید کرد. رسیدیم طبقه چهارم. رفت سراغ دری که همیشه بسته است. گفتم : بفرمایید. گفت : ممنون. خداحافظ.

Advertisements

Responses

  1. من جاي تو بودم مي گفتم تازه بزرگه رو گذاشتم پيش باباش.

  2. خيلي پاسخت عالي بود. كيف كردم.

  3. چرا بعضی ها خودشونو موظف میدونن که نظر بدن؟

  4. چه خوب.یکی ازآرزوهام تو زندگی اینه که حاضرجواب باشم که نیستم اصلاً وهمیشه بعداًیادم میوفته که کاش اینوگفته بودم ها!!
    پست قبلیت چه خوب بود،آخرش به آدم احساس خوبی می ده.سوسک کش روزودبزن ،راحت شی.

  5. سلام
    مدتهاست میخونم وبلاگتون رو از طریق گوگل ریدر.

    شما همون مامان سام نیستید که فروردین یاس خانمش به دنیا میاد. تو نی نی سایت عضوید؟؟؟
    —————————
    نه عزیزم. من نی نی سایت عضو نیستم و هنوز در انتخاب اسم مرددم.

  6. ای بابا من همیشه میگم حکایت ما با مردممون مثل حکایت اون پدر و پسر ه است که خرشون رو میبردن شهر بفروشن یکی میگه پدر چرا نشسته یکی میگه پسر چرا نشسته ………..
    یعنی اگه تو همون موقعیت تو حامله نبودی همون خانوم همسایه بهت میگفت آخییییی این بچه «تا » میخاد تا کوچیکه بعدی رو بیار تا با هم بزرگ شن
    یعنی کلا نسخه پیچی تو خونمونه

  7. ببخشيداجازه ميديد من اينجا از مامانها بخوام كه مدرسه ابتدايي دخترانه خيلي خوب يا يك مجموعه آموزشي (ابتدايي-راهنمايي-دبيرستان باهم در يكجا اگه باشه )رو بمن معرفي كنند .ممنونم

  8. salam.kheyli khosham oomad az etemad be nafse be jatoon .kholase yeki peyda shod mesle khodam ke ye vaght fekr nakonam ke por roo hastam khoda nakardeh.khoda khoshgelatoon ro hefz koneh

  9. به قول همدانیا بردن جهندم

  10. خوب کاری کردی جوابشو دادی ….اصلا از قدیم گفتن یکی کمه دو تا غمه ….سه تا که شد خاطر جمه!

  11. سلام. من یک سئوال در مورد پست قبل داشتم. شما مطمئنین که ساس داشتین توی آشپزخونه؟ اونوقت با سم های معمولی از بین میره؟ من هلند زندگی می کنم و روی تختم ساس پیدا شده . سم پاشی کردن ولی بعد از یک ماه برگشتن. گفتم از شما بپرسم شاید تجربه شما به دردم بخوره.

  12. خود ما همينيم‌ها، نمي‌خوام بگم كه ما از يه جنس ديگه‌ايم.
    ولي موندم تو اين حرف زدنها و نظر دادن و كنايه‌ها.
    شما از اين حرفش ناراحت نشدين؟

  13. نمیدونم چرا بعضی ها فکر می کنن اگه حرف نزنن، روزشون شب نمیشه… یا از عمرشون کم میشه….
    خوب اگه میخوان بگن زبون داریم، زبونشون رو در بیارن ، می فهمیم به خدا…
    اَه!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: