نگاشته شده توسط: golmaryam | ژوئیه 21, 2009

مداد قرمز

ساعت یک نصفه شب بود. داشتم یکی از کتاب های نیکلا رو می خوندم. شاید دردسرهای نیکلا. مورب  دراز شده بودم روی تخت. جا انداخته بود توی پذیرایی که مثلا صبح زود می خواد بیدار شه منو زابه راه نکنه. سام هم رفته بود بغلش و خوابش برده بود. بشقاب هارو جابه جا کردم. همه نشسته ها تلنبار توی ظرفشویی. غیظ کرده بودم. چرا فرشو می سوزونی؟ چیکار داری می کنی؟ داد زده بودیم سر هم. سام پرسید : دعواش کردی؟ گفت : نه شوخی کردیم. باور نکرد. خمیر بازی سام رو برداشته ده تا دونه چوب کبریتو فرو کرده توش. گذاشته اش روی فرش و آتیش زده به کبریت ها. فکر کن؟ نصف شبی برداشتم جارو کشیدم . کبریت سوخته ها رو. چیپس های نیم خورده رو. پرزهای فرش رو. از همین جاروهای دستی که با هزار تا دونه چوب نازک درست شده. با خاک انداز  آشغال هارو جمع کردم و ریختم توی سطل. کامپیوتر خاموش. شیر آیتمزهای مثبت هزار بی خیال. سام رو بغل زدم و گذاشتمش روی تختش. توی خواب میگه : شیر، شیر. می گم باشه و بی خیال. خوابه. مورب دراز می کشم و می خونم. یادم نیست سر چی یادم می افته به مداد قرمز گلی. چرا نوکشو می زدیم به زبونمون بعد می نوشتیم؟ قرمز تر می شد؟ رنگش پخش می شد به گمونم. مداد قرمز چشم و چراغ دفترهای کاهی بود. یک کلمه با قرمز و جمله با سیاه. هوم. نمی دونم چی شد که یادش افتادم. صدای باد از درز پنجره تو میومد. هو هو صدا می کرد. چشمام داشت می افتاد رو هم. باید پا میشدم و می رفتم تا دم در چراغو خاموش می کردم. پاشدم و چراغو خاموش کردم و افتادم. چراغ مغزم روشن شد. کارت بنزین و کارت ماشینو نذاشتم براش. یادش نره، نمونه تو راه؟ پا شدم چراغو روشن کردم. دوباره رفتم و اومدم و چراغ خاموش و بیهوش.

Advertisements

Responses

  1. تو خودت مداد قرمز اينجايي .يك كتاب بنويس ..با همين لحن .خيلي دوست دارم

  2. نوشته هات از بس که ساده است به دل ادم میشینه مثل همون دفتر مشق های قدیمی

  3. آخي چقدر دلم براي اينجا تنگ شده بود. خوبي؟
    الهي اين دستش هم مثه اون يكي بشه اوني كه اينطوري افسردمون كرد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: