نگاشته شده توسط: golmaryam | آوریل 14, 2009

همینجوری های یک روز صبح برفی- ظهر افتابی سرد نیمه بهاری

1- امام زاده آشنا سراغ ندارید؟ کارت ماشین، بیمه، کارت سوخت،گواهی فنی(درست گفتم؟) همه در کیف من بوده و دزد عزیز همه را برده. البته خدارو شکر که دزد واردی بوده و شیشه ماشین رو نشکسته و به ایجاد نمودن سوراخ کوچکی بردر اکتفا کرده. خدا پدرشو بیامرزه.

2- دیشب یک فیلم از نوجوانی های تام کروز در یک کانالی پخش می شد. یک دفعه شناختمش و به علی گفتم : ا؟ نگاه کن. تام کروز. سام برگشته میگه : چی؟ سام خروس؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: