نگاشته شده توسط: golmaryam | فوریه 27, 2009

شکم پر یا سرخ کرده؟ مسئله این است.

1- تو فرهنگ ما هروقت صحبت از خانه سالمندان میشه، علی الخصوص تو فیلم های کسالت بار عصر جمعه یا روزهای تعطیل عزاداری، کلی در مذمت خانه سالمندان گذاشتن پیرها بحث میشه و پسرا و دخترایی که بدون توجه به فداکاری های عظیم والدینشون این کارو در حق اونا انجام میدن، کلا نفرین شده اند. من که ترجیح میدم اگه یک روزی پیر شدم و نتونستم تنهایی از خودم مراقبت کنم ، یا نتونستم از تنها بودنم لذت ببرم، برم تو جمع آدم هایی که هم سن و سال خودم باشن. البته زیاد پرحرف نباشن. امیدوارم که خودم هم تبدیل به  یک پیرزن ورورو نشم. از اینایی که مدام تو گذشته سیر و سیاحت می کنن و هی حرف قدیمارو می زنن. خوب دوست دارم  بتونم کلی فیلم ببینم و کتاب بخونم. ولی شاید چشم آدم دیگه خوب نبینه. در اون صورت دلم می خواد، راستش فکرامو کردم و واقعا دلم می خواد یک جایی باشم مثل خانه اسباب بازی. دلم می خواد دور و برم پر از لگو و پازل و ماشین های کوچیک باشه. دوست دارم تو دنیای کودکی پیرانه ای واسه خودم حال کنم و ضمنا بتونم غذاهای خوشمزه ای بخورم. احتمالا این خواسته به دلیل کمبود اسباب بازی در دوران کودکی من بوده.یادمه یک بار دکتر هولاکویی داشت به یک خانمی که زنگ زده بود به برنامه اش و می گفت که پدری دارن که سکته کرده و دیگه کسی رو نمی شناسه می گفت چه اصراری داری که این پدرو تو خانواده نگه داری و بچه هاتو افسرده کنی؟ اون تو بیمارستان راحت تره. (حالا یک چیزی نزدیک به همین. کاملا یادم نیست) فکر کنم اغلب ما با آموزه های اخلاقی در این خصوص بزرگ شدیم که پدر و مادر تاج سر ما هستن و در اولویت قرار دارن و فداکاری و این حرفا. یعنی یک ابر بزرگی از وجدان درد و احساس ناراحتی همیشه بالای سرمون احساس می کنیم. 

2- موندم که ماهی رو شکم پر درست کنم یا سرخ  کرده؟ آیا این جمله نشانه اینه که من آشپز ماهری هستم؟ خیر آیا این که من هر از گاهی درخصوص آشپزی و غذا می نویسم به خاطر اینه که خیلی دست پختم خوبه و با آشپزی حال می کنم؟ فکر نکنم. جهت تنویر اذهان عمومی باید عرض کنم  که این فقط نشانه اینه که نگارنده گاه گداری آشپزی می کنه و این کار انقدر به نظرش خاص و ویژه میاد که درموردش می نویسه. البته من هم مجبورم به خاطر داشتن یک بچه کوچیک حتما اگه خونه هستیم یک شامی ناهاری داشته باشم، ولی همیشه با علاقه درستش نمی کنم و همیشه هم خوشمزه نمیشه. ولی یکی از دغدغه های اصلیم، وقتی  خونه ام اینه که » شام چی بپزم؟»  مثلا همین چند روز پیش که کلی هم بی حوصله بودم و هرچی زور می زدم این پست رو بنویسم نمیشد، سام اومد و درخواست پیتزا کرد. اول یک نگاهی به منوی  رستوران های فست فودی که داشتم انداختم ، ولی با دیدن قیمت ها منصرف شدم. ترجیح دادم که همون چیزی رو که معمولا به اسم پیتزا به خورد پسرک میدم، براش درست کنم.گیرم که خوشمزه نیست ولی لااقل سالمه! آرد وشیر و روغن و نمک رو قاطی کردم. ولی هی به دستم می چسبید و ول نمی کرد. خلاصه خمیر رو درست کردم و پهن کردم ته تابه. برگشتم دیدم همون یک ورق پیتزای باقیمونده رو سام خورده و من هیچ چیز جز سس قرمز، پیاز، پنیر پیتزای فریز شده صد سال پیش و یک تکه گوشت ندارم. خوب همین هارو سرهم کردم و گذاشتم روی گاز. در همین حین زنگ در به صدا دراومد و من ازصمیم قلب آرزو کردم که همسرم پشت در باشه که بود. خوب بعدش رفتیم خرید و پیتزای مذکور رو دادیم دست بچه که تو شهروند بخوره. طبعا نخورد. برگشتنه دم در  خونه ، پیتزا به زمین افتاد. نفسی به راحتی کشیدم و فکر کردم  بالاخره گربه ها  هم باید یک چیزی بخورن.

Advertisements

Responses

  1. خیلی به خوب نکته ای اشاره کردی. من نمی دونم چرا این یک قلم چیز توی فرهنگ ما جا نمی افته. چندوقت پیش تلویزیون ایران داشت یک سریال نشون می داد که مرد مونده بود که چطور باید از مادرش مراقبت کنه بعد همکاره مرده بهش می گفت خب چرا زن نمی گیری؟ در واقع لب کلام این بود که زن بگیر که کلفتی مامانتو بکنه! دختر مردم چه گناهی کرده خدا می دونه
    —————————–
    من تصحیح کردمش.

  2. به قرآن مجید همین الان سوال اصلی زندگی من هم اینه که سرخ کنم یا شکم‌پر درستش کنم. دقیقا به این دلیل که هیچ کدومشو خوب بلد نیستم و دارم فکر می‌کنم کدومش یه کم بهتر می‌شه اقلا.
    ——————- نتونستم برای خودت کامنت بذارم. من سرخ کردم. با روغن خیلی داغ. عالی شد.

  3. شاید بدتان بیاید
    اما ظلم بزرگی است که به کودکتان چیزی را بخوارانید و بگویید این غذای دیگری است
    خنده دار است اما عزیز ترین من این داستان را با مادرش داشته است
    و جالب است بدانید که این عزیز الان فرق غذای خوب و بد را نمی فهمد
    و هیچ گاه نتوانسته است از مزه و طعم غذایی لذت ببرد

    زیاده عرضی نیست
    نرنجید
    من خودم از آن دسته زن هایی نیستم که هر روز آشپزی کنم

  4. نه اینجوریا نیست وقتی پیر بشی میخوای با فامیلت باشی ..این چیزا که تو گفتی را دوست نخواهی داشت
    ——————–
    والا الان که دلم نمی خواد با فامیلم باشم. من روابط چیک تو چیک با مامانم اینا ندارم. اگه منظور از فامیل سام و علی باشه که خوب علی رو آره ولی سام رو نه. دلم نمی خواد .دوست دارم اونم با دوستاش خوش باشه.

  5. چه خوب که اینا رو می نویسی من با سری ماهیم و واژه هامون مشکل اساسی دارم از جمله اونا فداکاریه که به نظرم بی معنی ترین لغت دنیاست

    ماهی شکم پر سالم تره دیگه لابد. باید یه بلاگ راه بندازیم در باب دستور غذاهای سریع برای مامان باباهای کم وقت. من اینقدر زندگیم شلوغه که در این عرصه به پیشرفت های احباری خوبی نائل شدم. شبی سه تا غذا در عرض یک ساعت.

    خوب که بیماری ننوشتن برطرف شد دوستم.

  6. salam
    be matlabe jalebi eshareh kardid vali be sharayte har fard bastegi dareh khoneh salmandan ham az tarfi khob va az tarfi zyad jaleb nist . va agar khonevadeha in emkan barashon hast ke az afrade salmandeshon negahdai konan chera ke na .

    darzemn mahi shikam por ;P

    http://www.maryam-goli.de.tl/%26%231601%3B%26%231585%3B%26%231575%3B%26%231605%3B%26%231608%3B%26%231588%3B-%26%231588%3B%26%231583%3B%26%231711%3B%26%231575%3B%26%231606%3B.htm

  7. ببين گلمريم جان!تو فريزرت يك بته نان تست داشته باش و به جاي نون پيتزا ازش استفاده كن هم سريعه هم بي دردسر هم خوشمزه!
    ممنون از احوالپرسي هات دو سه هفته اي خانوادتا مريض بوديم!!!

  8. ديگه جدي داشتم نگرانت ميشدم. تصميم داشتم اگر امروز هم ننويسي بهت زنگ بزنم حالت رو بپرسم.
    واقعا غذا درست كردن براي بچه‌ها كه هم سالم باشه هم خوشمزه و هم سريع و هم اينكه هر روز اينكارو بايد بكني مصيبتي عظيم است.

  9. من ميگم جمعيت وبلاگ نويس و وبلاگ‌خوان براي روزهاي پيري و كوري (دور از جون) يك خانه سالمندان داشته باشيم دور هم بشينيم آرشيوهامون رو بخونيم. نظرت چيه؟
    —————————-
    گفتم که خیلی با گذشته حال نمی کنم. تو آرشیوارو بخون خلاصشو برام تعریف کن. من پازل درست می کنم. از این مدلا که پخش میشن رو زمین و دونه دونه اینارو می چینن سر جاشون ها، از اونا.

  10. قبوله، فقط ببين بقيه هم پايه هستن واسه اينكار ؟

  11. راستش منم خیلی به این موضوع فکر کردم که برای خودم تو دوران پیری یه جا و برنامه مخصوص داشته باشم…حتی یه جوررایی به فکر تامین مالی اون دوران هستم و اقداماتی رو شروع کردم.دلم نمی خواد مزاحم زندگی فرزندان احتمالی ام باشم،و همین طور اونا مزاحم من!
    اما خوب نسلهای قبل از ما اینجور فکر نمی کنن.من اگه اینو مثلا جلوی پدرم بگم فورا احساس بدبختی می کنه و فک می کنه دارم اینو می گم که اون واسه خودش بره سرای سالمندان جور کنه…

    ماهی شکم پر مسلما بهتر و سالم تره.

  12. فكر كنم منو بزني از بس تو اين يه مورد تفاهم داريم. من دوست دارم تو پيري آشپزي كنم. پخت غذاهاي جديد با مزه هاي جديد. گفتم كه ديوونه آشپزي ام.پريروز دلمه فلفل درست كرده بودم كه توش زيتون خرد شده و گوشت و مغز گردو بود.عالي شد.

  13. من الان تو كف اون پيتزاهه موندم به خدا !

  14. از وقتی یادم میاد، ازبچگی هام ،مامانم تا برنامه ایازسالمندان می دید یا حرفی دراین زمینه پیش میومد میگفت من که با همکارام (مامانم معلم )هماهنگ کردم بریم خانه سالمندان .. ومن همیشه یه بغض راه گلومو می بست که چرا مامان همچین تصمیمی گرفته . مریم جان پیشنهادمی کنم این دغدغه رو درهمین زمان و شخصی یا بین خودمون حلش کن و ترجیحا پیش سام به زبون نیار. ذهن یه بچه آمادگی اتهام به خود بالایی داره یا داستان سرایی هایی که پایه اش یه جمله حتی بی اهمیت ازطرف پدر یامادر بوده . برای من که اینطور بوده همیشه. .
    واما ماهی عزیزم . ما ( من شمالی هستم ) شکم ماهی رو با سبزی مخصوص ( اناریجه ،زلنگ واش وبرگ سیر) و گردوی سابیده و کمی رب نارنج پرمیکنیم و می دوزیم . یادت باشه برای ماهی شکم پر بهتره پولک ملهی رو جدا نکنی . پوست پولک دارماهی باعث میشه گوشت ماهی بخارپزشه ووقتی آماده شد هم شکیل تره و هم اینکه راحت و کامل کنده میشه ،چون ضخیم تره . ماهی تازه رو که خریدی خوب بشورش که شن وماسه اش بره ،بعد این موادی رو که گفتم ( اگه سبزی مورد نظرو نداشتی ،ترجیحا درست نکن یا درنهایت از نعناع جعفری استفاده کن ) با هم مخلوط کن . و بریز تو شکمش ،رب نارنج خیلی مهمه . بعد شکمشو بدوز . بعد ماهی شکم پر رو تو یه نایلون بذار و نایلونو طوری گره بزن که ماهی تاب برداره و سروتهش به هم برسه . یا باصطلاح گرد بشه . خوب ،حالا این بسته ء ماهی دایره ای رو بذار تو فریزر . بعد ازاینکه یخ زد ،از سه / چهار ساعت بعدش تا یکی دوماه ،هر وقت خواستی درش بیار بنداز تو تابه ای که کوچیک تراز خود ماهیه . چون گرد شده جا میشه و هم اینکه چون یخ زده است وقتی شعله رو خیلی پایین می کشی و می ذاری سرخ شه ،گوشتش هم می پزه . آها ته تابه روغن که ریخته ؛می تونی چند تا سیخ چوبی متوسط بذاری و ماهی رو بذاری روی اون سیخ های چوبی تا نچسبه ته تابه .. حالا اگه نکته ای یادم اومد میام میگم بهت دوباره .
    —————————–
    مرسی. دمت گرم و سرت خوش باد. راستش من دوستای شمالی زیاد دارم و کمی تا قسمتی شبیه این که تو گفتی ماهی شکم پر درست می کنم.ولی اینکه اینجوری آماده کنم و بذارم فریزر خیلی عالیه. یادم می مونه.

  15. سلام
    نمی دونم اول تخم مرغ تو این قضیه بوده یا مرغ!
    بچه هایی که از این کار دچار عذاب وجدان شدند و بعد پدر مادری که این عذاب وجدان رو حس کردند و احساس کردند که مورد ظلم واقع شده اند . یا برعکس

    به هرحال فکر کنم اون چیزی که پیرهای خانه سالمند گذاشته شده رو عذاب میده احساس مورد طلم واقع شدن اجتماعیه

    با بخش غذا پختن بسی همذات پنداری کردیم خواهر


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: