نگاشته شده توسط: golmaryam | ژانویه 15, 2009

من و غیره

1- سامیار : اینو اول آوردم که یادم بمونه.  اگه یک زمانی احساسات بر من غلبه کرد و یاری برای سام دست و پا کردم اسمشو سامیار هم می تونم بذارم. قشنگه نه؟

2-  کلی آدم جدید قراره تو سواپ جمعه شرکت کنن. خیلی هیجان زده ام. خوب نونوش جان در رابطه با بند یک که به نظر می رسه در تناقض با بند دو به سر می بره، بلکه ام صاحاب دختری شدیم؟ اونوقت که نمی تونیم وسایل بچه اولو واسه دومی استفاده کنیم که؟

3- در راستای بند دو و پیرو قوانین مورفی، هروقت قراره خونه ما مهمون بیاد و با بارو بندیل زیاد هم بیاد، حکما آسانسورمون خراب میشه. اینه که دوستان اگه آسانسور ورودی یک خراب بود، کمی به چپ برید. کمی بیشتر. چیزی به نام ورودی دو خودنمایی می کنه. سوار آسانسور این ورودی شده و از روی پل معلقی که بین ورودی یک و دو هست عبور کنید و خودتونو به خونه ما بروسونید. خدا نگهدارتون باشه.

4- پیشنهاد جالبی از شوهر خانوم چهل تیکه دریافت شد، مبنی بر اینکه بچه هامونو سواپ کنیم. این دیگه آخرشه. من که بدم نمیاد یک چند وقتی دختر داشته باشم. آندیو رو دیدم. بسیار دختر دلپذیر و کم حرفی بود- تو تولد نیما- اگه همچنان بر همون اخلاق باشه و بغض های دوست داشتنی  بکنه، حاضرم چند وقتی با سام سواپش کنم.

5- فیلم «ویکی کریستینا بارسلونا»ی وودی آلن رو دیدم. خوب بود. ولی دیگه فیلمی نیست که نفس آدمو بند بیاره. بیشتر از فیلم، از خاطرات وودی آلن که توی یک وبلاگی خوندم خوشم اومد: http://barseghian.khazzeh.com/archives/text/001382.php

با وجود این که ،خاویر باردم بسیار موجود جذابی است، حق با وودی آلنه (رجوع کنید به خاطره روز پانزدهم جولای) خیلی  هات نیست. به نظرم تو صحنه های خشونت بار و بکش بکش، 6ی تره.

24alle600.jpg

البته کلا دیدن پنه لوپه کروز و خاویر باردم که تند و تند اسپانیایی حرف می زنن، کنار هم خیلی جذابه. همینطور صحنه های زیبایی که از بارسلونا گرفته شده.

6- البته من هم به هنگام رانندگی کم فحش نشنیدم ها. ولی دیروز دیگه آخرش بود. ماشین رو علی پارک کرده بود تو پارکینگ مصلی. بعد من رفتم که با نشونی های داده شده، ماشینو پیدا نموده و به دنبال بچه بروم. از در دیگه ای وارد پارکینگ شدم و مدام چشمم به در اصلی بود که سمت چپشو پیدا کنم و ماشینمون رو بیابم. آقای نگهبان مهربان که به شدت می خواست کمک کنه، یک ربعی من رو چرخوند. دو موجود جفنگ ، سوار بر سمند از کنارم رد شدند و با خنده پرسیدند : ماشینتو پیدا نمی کنی؟ گفتم : به تو چه پررو؟ حیف که مریم مومنی اکیدا از گفتمان بی ناموسی منعمون کرده. خلاصه با حرص ماشینو پیدا کردم و با  اخلاق کشمشی رفتم پشت سر آقا 206 ای  که داشت با ولالت (شل و ولی) هر چه تمام تر از تو جیب عقب شلوارش دو سه تا اسکناس پاره درمیاورد که بده به آقای پارکینگی. خوب من هم باید دق و دلمو جایی خالی می کردم یا نه؟ فحش ندم بوق هم نزنم پس چی کار کنم؟ این بود که بوق زدم. آقای پارکینگی که جوانکی بود بی حوصله دستشو به همراه یک فحش  به طرفم تکون داد. حالا دیگه نوبت من شده بود. برگشته می گه : چرا بوق می زنی؟ میگم: واسه تو بوق نزدم. واسه این آدم شل و ول بوق زدم. میگه: خوب من اعصابم خورد میشه. بگذریم. از پارکینگ دراومدم بیرون. عباس آباد، شلوغ. من، دیر.یک آقای موتوری که زنی رو هم ترک خودش داشت، پیچید جلوم. بعد هم طبق معمول و برای خالی نبودن عریضه : فحش. من هم عصبانی، فحش. آقای موتوری پا روی ترمز و اصابت به ماشین بنده. بعد گفت : ک س ک ش! ببین مریم مومنی. به خدا من هیچوقت اینو نگفتم. ولی مجبورم بشنوم. آخه این عادلانه نیست. بعد هم بغض. بعد هم گریه. شب برای علی تعریف کردم که یک نفر به من گفت : … گفت : بی خیال. فراموشش کن. بعد یک لیوان آب انگور قرمز. بعد فراموش.

Advertisements

Responses

  1. رانندگی تو ایران در حالی که یک آدم محترم رودربایستی دار پیشت نشسته از بزرگترین کابوسهای منه. یک بند به جرم زن بودن باید فحش بخوری و رنگ به رنگ بشی و هیچی ام نگی!

  2. راجع به بند آخر چلچراغ این هفته رو خوندم دقیقا راجع به مشکلات زن بودن نوشته و بی جنبگی مردها

  3. اگر یکشنبه بود می آمدم ..سواپ را میگم ..آخه یکشنبه دور و بر شمام ….

    راستش من یکی که معنی این ک ..کش را نفهمیدم اما چیزی که بیشتر نفهمیدم این بود که تو چرا باید گریت بگیره ..تو که بلدی بوق بزنی چهار تا لیچار هم بار مرتیکه عوضی میکردی ..فلان فلان شده را

  4. ببین اگه دوست داری فکر کن من آدم گه چس دماغی هستم که این ور نشستم سال هاست دور بودم حرف بی خود می زنم ولی همه این فرهنگ رانندگی و فحش دادن و همدیگه رو به صفاتی صدا کردن که مظهر ریسیست و سکسیت و در یک کلام بیمار بودنه من رو می ترسونه حالم رو بد می کنه و چیزی که بیشتر از همه ناراحتم می کنه اینه که می شنوم مردم گاهی می گن ای بابا دیگه باید عادت کرده باشی یا اینکه چه توقعاتی داره ایرانه دیگه یا اینکه خوب تو هم فحش می دادی یا اینکه زن ها باید قبول کنن این وضع رو دیگه. آخه چرا باید قبول کنن؟ چرا باید مجبور شن کاری بکنن که نمی خوان (مثلا فحش دادن یا بوق زدن یا هر چی) چرا باید عادت کنن؟
    آخه تو چرا باید گریه ات در بیاد چون یکی این قدر بیمار بوده که این مدلی باهات حرف زده؟ اگه سام تو ماشین بود چی؟ باز هم ممکن بود این حرف رو بزنه یا خفه می شد؟
    ————————————
    نه عزیز دلم. هیچ هم فکر نمی کنم تو چس دماغی. در مرود بچه حق با توئه. البته اگه از روی موتور بچه رو که روی صندلی عقب نشسته بود می دید. کلا بچه یک جورهایی مصونیت میاره برای زن ها. اینجوری شده. یا از اول هم بوده به گمانم.

  5. گل‌مریم جون در این جور موارد می شه از فحش های مشابه استفاده کرد که از لحاظ آوایی شبیه فحش جنسی اه و لج اون آدم ابله که فحش داده در میاد و از طرفی جنسی هم نیست. مثل خارخاسک. این آخرین فاوای من‌اه.
    D:

  6. فتوا

  7. راستی جی میل‌ات چیه؟

  8. بابا آبجی سخت نگیر . اعصاب خودتم خورد نکن. فحش باده دیگه . تازه تو بد ترین فحش رو هم که به اون بدی اثری براش نداره که . چون اون مرده.
    تو کار خوبی کردی. بی خیال شو. بغض چیه .

  9. هاها سواپ خود بچه‌ها اخرش بود :)) در اين مورد خاص من هيچي به‌جاش نمي‌خوام! بعدش هم به‌نظر من شيشه ماشين رو بده بالا تا حرفي نشنوي و ناراحت هم نشي. صداي موزيك رو هم زياد كن كه كلن ارتباطت با بيرون فطع بشه 😉

  10. بابت دیروز ممنون، خیلی خوب بود و معذرت بابت اینکه کاری نتونستم انجام بدم برای مرتب کردن خونه ای که به هم ریخته بودیم. ، من که خوشم اومد و تا حالا چند نفر پایه هم پیدا کردم برای اومدن، منتهای مراتب اینکه اگر تعداد زباد بشه، فکر کنم خونه شاید جوابگو نباشه ، شاید بهتر باشه یه فضایی تو بیرون در نظر گرفته شه. اینطور نیست؟
    بعد هم نگران این فحش ..کش نباش. بعضی ها عادت دارند به گفتن این جور چیزا و اینا رو مثل نقل و نبات میگند فرقی هم براشون نمیکنه طرفشون مرد باشه، زن باشه، آدم محترمی باشه یا نه. خواهرم تعریف میکرد که تو تاکسی دو نفر داشتند باهم در مورد تغییرات آب و هوایی و اینکه دیگه برف نمیاد صحبت میکردند، بعد یکیشون با همون لحن خیلی معمولی گفته بود تمام اینا زیر سر این ..کش دانشمنداست!. ما هم یه همسایه داشتیم تو شهرک غرب، خانم پیر حا افتاده ای بود و دبیر بازنشسته و کلی هم محترم نشون میداد، یه روز که پنجره اشون باز بود و این داشت تلفنی ( و دوبراه با لحن خیلی معمولی و نه خشن) صحبت میکرد، خیلی از این فحشهای جن سی رو به این و اون حواله میداد، طوریکه حالم از شنیدن این همه فحش بد شد و تاشبش سردرد گرفته بودم.

  11. عزيزم مرسي بابت سواپي كه همه چيش عالي بود. فكر كنم خونه ات بعد رفتن ما شبيه مهد كودك شده بود. ببخشيد !!! راستي من ديروز يه شلواري بود كه براي بچه برداشته بودم و نو بود و يه خورده بزرگ. يادم رفت بردارم يعني جا موند. ديدي؟ بعد هم اون يكي شلواره و كاپشن شلواره اندازه بودند. كاپشن شلواره رو حساب كردم يا با چيزي طاق زدم يا نه؟ اگه نه كه قيمت اونو هم بگو. من واقعا تو اين جور چيزها اند حواسم!!!در ضمن مشاي خي نمرده….

  12. بند 6 عالی!
    نه به خاطر این که فحش خوردی و فحش دادی ها.نه.
    چون یکی از خشونت های روزمره ی علیه زن ها خوب گفتی.
    من که این جور مواقع لال!
    حالا جدیدن یه تلاش هایی دارم می کنم یه چیزهایی هم یاد گرفتم.
    خواستین بچه سواپ کنین بگین من هم بیام یه چیزی بیارم جاش سام رو ببرم!:دی

  13. من از همینجا اعتراض خودمو به سواپتون اعلام می دارم. بابا هیچ خبری نشد برای ادرس که. بعدشم گفتم شاید باید حتماً شما اوکی کنین بعدش بیام وگرنه آدرس رو از شیلا می گرفتم. خلاصه اینکه ما ازتون به شدت گله مندیم .

  14. گلمريم عزيز ممنون به خاطر همه زحمتهايي كه كشيدي همه چيز عالي بود .با اجازه دوست دارم اينجا ابراز احساساتم رو نسبت به دوستهاي جديد اعلام كنم:
    مامان فراز عزيز ، مامان نيما active ، ملودي نازنين ، صندوقچه مهربون از آشناييتون بسيار خوشحال شدم.
    ساروي كيجا دوست داشتني نميدونم چه چيزيم شبيه پنه لوپه كروز بود ولي از اين كه منو شبيه اون ديدي كلي حالي به حالي شدم.
    مامان ارشك ، دوست نازنينم فقط اينو مي گم كه عاشقتم.
    بنفشه و مژده عزيز ممنون به خاطر لطفي كه نسبت به من داشتين.
    بقيه دوستان ،منتظر ديدن همتون هستم.

  15. بازم سلام و بازم مرسي
    ميگم اين دستگاه معاشرت سنجت رو به منم قرض بده يه مزنه از آدما گيرم بياد(شكلك كف و هورا و چشمك)! ببين من وسط هفته اصلا به مخيله ام هم خطور نمي كنه مهموني و برنامه و … چون مي رسم جنازه جنازه ام. جمعه ام رو نبين. ولي آخر هفته مي تونم. فقط ممكنه اين چند وقته يعني انشالله تا 22 بهمن كه تموم شه سرم شلوغ باشه واسه اين جشنواره ها. كلي مطلب از جان فورد و هيچكاك دادن بايد بترجمم. ما هم اين جوري نون در مياريم ديگه…… ولي واقعا خوشحال شدم از آشنايي بيشتر باهات.

  16. از اون جايي كه لاست باز هستي:
    سيزن پنجم 9 شب به وقت EST چهارشنبه 21 ژانويه از شبكه ABC قراره پخش بشه.
    محض طلاع رساني همين الان به دستم رسيد خبرش

  17. مگه نبود؟هموني كه بابت ني ني بهش تبريك گفتي؟

  18. ببین ، میگم این بوستانایی که تو همین شمال غرب تهران هستند و از این مدلای آلاچیق دارند هم برای چنین منظورهایی بد نیست ها . مخصوصاً روزای جمعه که ملت تا ساعت دوازده ظهر انگار خوابند و تو این بوستانا و علی الخصوص در این آلاچیقهاش هویدا نمشند. حالا باز هم میشه در مورد جا بیشتر فکر کرد.
    بعد هم راستی من یه چکمۀ بلند از اینایی که فقط تو پا حالت میگیرند داشتم که ظاهراً با خودم برنگردوندم. اونجا نمونده!
    تاتیانا جان، من هم از دیدنت خوشحال شدم. الان که فکر میکنم به حرف ساروی کیجا، میبینم که آره راست گفته بوده. شبیه بودی.

  19. گلمريم عزيزم بابت همه زحمتهايي كه بهت دادم ممنون و شرمنده. اميدوارم فرصتي براي جبران كردن پيدا كنم. ديدن دوستان وبلاگي خيلي خوب بود و من از آشنا شدن با همگيتون خيلي خوشحال شدم. اميدوارم كه اين برنامه‌ها ادامه پيدا كنه.

  20. بی خیال بابا ، تو هم که همش یا کابوس زاییدن داری یا رویاشو

  21. تقصير وودي آلن نيست كه فيلمش نفس ات رو بند نياورده. ديگه هيچي نفس آدم رو بند نمياره. هيچ فيلمي، شعري، كتابي. هيچي.
    هيچي بجز هواي تهران !

  22. گلمريم عزيزم شرمنده خانومي. من چون ازش استفاده نكرده بودم نميدونستم شير پس ميده. حالا هم با كمال شرمندگي پس گرفته ميشود (باعث ميشه من يكبار ديگه شما رو ببينم چشمك)

  23. قهرمان هم اون روز گفته بود نمی شه همسرسواپ هم بذارید ماها یک کمی تنوع داشته باشیم ؟

  24. ای کاش همه جا مثل اینجا بیست می گرفتم. راستی زیاد حرص نخور تنها در رانندگیه که همه آدمها از هر دسته و رده ای مجبورن کنار هم باشن. طبعاً دیوونه و بی فرهنگ و همه چی هم پیدا می شه. نمی شه منتظر باشی که حتما با یه دکتر مهندس بالاشهری بافرهنگ تصادف کنی!

  25. هاهاها اینجا هم بیست نگرفتم، بیست و چهار گرفتم! آدم همیشه یا از اینور پشت بوم می افته یا از اونورش!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: