نگاشته شده توسط: golmaryam | دسامبر 24, 2008

در کله من

شب همین که سرمو میذارم رو بالش بخوابم، حسن و حسین و تقی و نقی و عصمت و عفت و صغرا و کبرا و انور و ملوک و کل ایل و طایفه مو و رفقامو خواننده های وبلاگمو اونایی که می خونمشونو ، اونایی که برام کامنت میذارن و اونایی که براشون کامنت میذارم و اونایی که دوستم دارن و اونایی که ازم بیزارن و اونایی که با هم قهرن و اونایی که در آستانه جدائین، میان تو کله من مهمونی. یکی این میگه، یکی اون میگه، بحث و جدل می کنن. در مورد زندگی من و خودشون نظر میدن. تصمیم های مهم می گیرن. نقد و بررسی می کنن. آش می پزن، سبزی پاک می کنن. جارو پارو می کنن. اشک می ریزن، می خندن. خلاصه یک غوغائیه اون سرش ناپیدا. هی میگم بابا من، زن بچه دار شوهر دار کارمند همیشه دیر سرکار برو رو ول کنید بذارید کپه مرگمو بذارم بخوابم. دو ساعت دیگه بچه به هوای شیر بیدار میشه و پنج ساعت بعدشم باید پاشم صبحانه آماده کنم. آخه چی از جون من می خواید؟ تازه از اون ور عصمت داد میزنه که پاشو ته برنامه های قبل از عیدت سر و سامون دادن به این کتاب هایی که روی بوفه جا خوش کردن رو اضافه کن. میگم حالا نمیشه بمونه واسه فردا صبح؟ میگه کار امروز رو به فردا میفکن.

معلومه حالم بهتره دیگه؟ خوب کی فکرشو می کرد یک همچین بارونی بیاد و همه چی رو بشوره و ببره؟ مریضی ها برید و برنگردید. فووووت

Advertisements

Responses

  1. آخر شب يك كم هالتر بزن كه بدنت خسته-كوفته بشه اونوقت زودتر از مغزت مي خوابه و اونو قال ميذاره!
    😉

  2. چه خوب که من تنها اینجوری نیستم
    چه بد که تو هم اینجوری هستی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: