نگاشته شده توسط: golmaryam | دسامبر 10, 2008

قربان و فرخنده

روز تعطیل کذایی شال و کلاه کردیم  به سوی موزه دارآباد. البته قبلش برای پنچرگیری رفتیم ته فرحزاد و کلی گوسفند نیمه جان و با جان و بی جان دیدیم. به قول یارو گفتنی : سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت.و چندین و چند بچه کوچیک که با دماغ ورچیده داشتن صحنه رو تماشا می کردند. طبعا موزه تعطیل بود و روی پارچه زرد رنگ بزرگی، به عادت مالوف نوشته بودند عید قربان مبارک. خیل عظیمی از مردم  که  تازه با خوندن اون جملات گهربار پی به عید و اینها می بردند، مشعوف و هیجان زده همدیگه رو بغل می کردن و عیدمبارکی و بعد هم عکس یادگاری با مجسمه دایناسور دم در می انداختن و زودتر می رفتن برای گوسفند کشی. حالا که یک سرچ مختصری انجام دادم، پی بردم که اگه چهار پنج سال دیگه صبر کنم، سامو از طرف مدرسه می برن داراباد. دیگه چه کاریه ما وقت خودمونو تلف کنیم؟ ولی ما چون مهمان داشتیم و عزممونو جزم کرده بودیم، قبل از ناهار حسابی تو تهران بچرخونیمش، رفتیم کاخ نیاوران. البته بس که این تهران ما بزرگه، پر از شغال و گرگه، ما کلا فرق پارک نیاوران و کاخ نیاوران رو نمی دونستیم و بعد از اینکه کلی چرخیدیم و پرسیدیم بالاخره کاخ مزبور رو پیدا کردیم. کاخ نیاوران  به پارک خیلی نزدیکه. چهار پنج تا هم کاخ و کوشک و کتابخونه و موزه داره. خود کاخ که به علت تعمیرات بسته بود. فضای سبز کاخ خیلی قشنگ و کمابیش دلگیره. با درخت های تناور و کلاغ های غارغارو و استخر خالی و ساختمان اداری-مانند کاخ نیاوران که جلوش کلی خاک و خل ریختن، یک احساس خاصی به آدم دست می داد. یک کافه خیلی دنج و بامزه هم داره که فضاش صمیمی و دلچسبه. اگه از خیس شدن سام و افتادن و گریه ها و همه اینهای سام صرف نظر کنیم، خوب بود. البته اگه هوا کمی گرم تر بود هیچ کدوم ا ون کارها نگرانی در پی نداشت. خلاصه به سختی خودمونو تا نیمه های یک روز تعطیل کشوندیم. ولی کلا روز کسالت باری بود. خیابون ها هم به همون شلوغی همیشه. من نمیدونم پس اون ترافیک دیوانه کننده دوشنبه شب به سمت خروجی تهران چه معنی داشت؟ آیا کسی از تهران خارج شد؟ آیا تهران داره می ترکه؟ یا چی؟

آخر شب فیلم دایره زنگی رو دیدم. کلی متاسف شدم که چرا تو سینما ندیدمش. خیلی خوب بود. بازی بهاره رهنما و باران کوثری چقدر خوب بود. خانوم و آقای حیایی چقدر باورپذیر بودن. چون زن واقعی خودش نقش مقابلشو بازی می کنه هر از گاهی همدیگه رو هول می دن و کتک کاری و اینا می کنن که یک وقت ما گمان بیهوده نبریم که زن و شوهرهای واقعی ممکنه بغل و بوس و این جور بی ناموسی ها داشته باشن. ولی همون  ضرب و شتم ها هم تاثیر مثبتی تو ذهن ادم می ذاره. بس که ما مازوخیستیم به خدا.

Advertisements

Responses

  1. به نظر من كه اين تهران تعطيلي ديگه نداره. هميشه شلوغه. من كه سرسام گرفتم. واقعا و حقيقتا اگه كه من تو اين اداره … كار نمي كردم ساكم رو مي بستم و مي رفتم يه شهر ديگه. خسته شدم از بي در و پيكري اين شهر. از آدمهايي كه ناهمگونن… خلاصه كه خوش بگذره با اين بچه فسقلي تو موزه گردي ها

  2. باز هم خوبه كه كلي بيرون از خونه گشتين ديگه عزيزم.
    5شنبه خوبه ولي فيكس نكنيم چون بين التعطيلين است خبرت مي كنم عزيزم.

  3. عرض کنم که دختر منم قبلا همون مهدی میرفت که سام میره (یا میرفته؟) همون که تا تعریفشو کردی متنتو پلی کپی کردن گذاشتن تو کیف بچه ها. راستی منم وبلاگ تو رو ایجوری شد که پیدا کردم. خلاصه سرتو درد نیارم خواستم بگم این یکی مهده که دخترم میره 7000 تومن ناقابل میگیرن و بچه ها رو میبرن داراباد، فلذا نیازی به چند سال صبر کردن نداریم ما .(حضور والدین هم آزاده البته با پرداخت همون 7 تومن.)

  4. تعطیلی های این شهر باید برنامه های خیلی خیلی شخصی بریزی&بخواهی به امید موزه و سینما و فرهنگسرا و این ها باشی به درد نمی خورد.
    حالا بذار سام یه کم با من معاشرت کنه شاید با هم کنار اومدیم!…رستوران مذکور هم به اسم زعفران وسط باغ بهشت ابتدای اقدسیه هست.

  5. واای که دلم تنگ شده برا گذروندن یه روز تعطیل خوب:( همون هم که رفتین موزه کلی خوش به حالتون.
    منم دایره زنگی رو دوست داشم. حسابی تهش غافلگیر شدم و بعد دیدم اگه کمی آی کیو می زدم همون اولا باید می فهمیدم دختره دزده!

  6. aaakh! delam kaakh Niavaran khaast.
    che ba maze bud in neveshtat. man alan sare karam va bayad fingilish benevisam chin nadaram Farsi.

    haaaaaaaaaaaft hezar toman baraye ye khaakh bordan? che khabar shode unja?
    daram say mikonam emkan e zendegi too iran ro baraye chand saal baresi konam. pishnade bisharmane baraye kar behem shode. chasham o ke mibandam neveshte haye to miad jeloye chesham. nemidunam betunam ya na
    bas ke loos o goh shodam man e gharb zade e khaak bar sar

    dishab khaale bazi tamum shod va mokham hamchenan dargireshe

    • هفت هزار تومن؟ نه من نگفتم هفت هزار تومن شادی جونم. سه تا موزه نفری 1100 تومن شد. اون هفت هزار تومنی هم که دوستان نوشتن شامل هزینه ایاب و ذهاب و خوردنی میشه لابد. الان دیگه کرایه ها خیلی گرونه خوب.

  7. چه جالب من نمی دونستم نقش مقابل امین حیایی واقعا همسرشه. من هم از دایره زنگی خیلی خوشم اومد.

  8. ahan! man fekr kardam yani belita inghadr shode ke doostat goftan, khob hala unjoori ham engar be nesbat e hezar sal pish ke ma ro mibardan ziarat emamzade nemidunam chi chi too nemidunam koja nafari 150 toman ba sandewich e kalbas e moonde too oon noon sandewich ha ke alan esmesh yadam nist geroon bashe vali god! un chand gharn pish bud va alan labod hame chi kheili geroone dige

    hugs

  9. از دایره زنگی خوشم اومد منم. ولی هیچ وقت حال موزه رو ندارم.

  10. من هم دايره زنگي رو خيلي دوست داشتم البته مهران مديريش رو از بقيشون بيشتر و البته اگه شريفي نيا نداشت خيلي بهتر بود. وقتي ميبينمش اصلا حالم بد ميشه.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: