نگاشته شده توسط: golmaryam | اکتبر 7, 2008

پست های ناتمام

کاش یک دستگاهی اختراع میشد که مستقیم وبلاگ رو از تو ذهن آدم پیاده می کرد روی صفحه. نمیشه؟   توی ذهنم این وبلاگ شرح و بسط بیشتری داره. کلی پست ها هستند که به اینجا نرسیدند. مثلا پست » نامه هایی که زندگی مرا تکاندند.» یا مثلا پست » مامی و ددی یا مادر و پدر؟» ( هی موندم که بگم یا نگم. آخه ددی؟ مگه پدر چه اشکالی داره؟ می خواید برید خارج؟ بعدا بچه تون تو مدرسه خجالت می کشه ها. هرچند احتمالا اگه اینجا موندید به مدرسه ای می ره که همه پدر و مادرها مامی و ددی اند.) یا مثلا پست » همه غذاهایی که دوست دارم و وقتی حوصله ندارم و دارم از خستگی می میرم می تونم بپزم»  یا مثلا  پستی در مورد گفتار درمانی که سام رو بردم و حرف های خوبی که خانومه زد (این اصلا لکنت نیست و من باید بیشتر کار کنم و کتاب کودک بخونم و اینها. خیلی کسالت باره و دوسش ندارم. یک پست اختصاصی هم از دیشب تو ذهنمه مِن باب تشکر از دوستی و دست پخت فاطمه. که چقدر درکنارش بودگی  و هم کلامی ش لذت بخشه. و چقدر حوصله بچه هارو داره.

ولی اینو دیگه باید بگم که آرزو داشتم یک جاری (همسر برادر شوهر) داشتم. اون وقت شوهرامون که برحسب اتفاق با هم برادر بودن توی یک دکون با همدیگه کار می کردن. بعد یه خونه هم داشتیم با دو تا اتاق که توی یکیش من و بچه و کمد لباس و رختخوابام بود، توی اون یکی اتاق هم همین های جاریم. یعنی ههمون با هم زندگی می کردیم. هرکدوم یه دونه یا شایدم دو تا بچه داشتیم. از همین زندگی های تو سریال های ماه رمضون. بعد تقسیم کار که می کردیم پختن غذا و شستن ظرف با من بود، بازی با بچه ها و غذا دادن بهشون با جاریم. هی. آدمیزاده دیگه. یه وقتایی یک چیزایی هم هوس می کنه خوب.

Advertisements

Responses

  1. مي بينم كه برگشتي، نگرانت شدم، فك كردم ديگه از خستگيه پست قبل زبونم لال، روم به ديفار، از پا دراومدي استغفرا…

    چه پست هاي نصفه جالبي داري خوب بذارشون ديگه

    اين آرزوت يه جوريه ها، مطمئني دوس داشتي جاريت باشه؟ خواهرت باشه بهتر نيست؟

  2. !!!!!! خب منم آرزو میکنم به آرزوی سریال ماه رمضونیت نرسی! حسودم دیگه. 😀

  3. گلی جون میشه زحمت بکشی به ربابه هم خبر بدی؟ من که هیچ جوری بهش دسترسی ندارم. اگر هم زحمت نیست پس ورد وبلاگ رو برای بیتا بفرست. برات ای میل کردم. پنج شنبه می بینمت.
    قربانت

  4. جدا؟ من كه همچين جاري يبسي دارم كه بهتره پيشش نشينم تا به يبوست اخلاقي دچار نشم. واه واه…همه چيز خوبه. مادرشوهر..جاري..خواهر شوهر…به شرطي كه خدا خوبش رو نصبيب آدم بكنه وگنه بدتر ميشن موي دماغ. بعد تصور كن با اينها هم بخواي نه يه روز دو روز بكله يك عمر زندگي كني…چت نكني خوبه. تازه بچه ات هم چت مي كنه.

  5. سلام. خواستم ببینم این فاطمه احیانا همون فاطمه ی نازنین دوست مشترک من و تو نیست؟ در واقع دوست قدیمی من که حالا دیگه باید بگم دوست مشترک. قایم کنم که حسودیم شده یا نه؟
    در ضمن مشتاق دیدارم ها!

  6. یه خواهر که جازیتم بشه و ……………بقیه قضایا


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: