نگاشته شده توسط: golmaryam | اکتبر 3, 2008

سر به یار و دل به کار

1- هفته پیش برای چکاپ مجدد تیروئید کم کار رفتم پیش خانم دکتر بداخلاقی که دوستم بهم معرفی کرده و توی بیمارستان پارسیانه. بماند که از کلی قبل تر وقت گرفته بودم . اون روز هم با سام رفتم چون برای من از نظر زمانی کلی وقت تلف کردن داره که ببرم و بذارمش خونه مامانم و دوباره برگردم. یعنی با این خیابون های شلوغ آدم دیگه له میشه بخواد دو بار بره و بیاد. باری بعد از یک ساعت نوبتمون شد و رفتیم داخل. توی همون یک ساعت هم هرآنچه بلد بود سر من و کلینیک و پرستارا آورد. تا رفتیم داخل شروع کرد به پرسیدن : این سیه؟ این سیه؟ بعد هم مهر دکترو دید و گفت می خوااام. خانوم دکتر هم که همینجوری شم اعصاب نداشت گفت: یعنی کسی نبود این بچه رو بذاری پیشش؟ گفتم نه. نبود. اگه می خواستی بری آرایشگاه هم با خودت می بردیش؟ گفتم اگه یه نگاهی به قیافه من بندازید متوجه میشید که آرایشگاه برو هم نیستم. ضمنا بله می برمش. در کل پنج دقیقه هم داخل اتاقش نبودم و نمی دونم تحمل کردن بچه چقدر براش سخت بود؟ البته حق با اون بودا ولی نوع برخوردش آدمو عصبانی می کرد. حالا برای دفعه بعد حتما پیش دکتر دیگه ای میرم که  اگه برای پنج دقیقه وقت نکبتش می خوام 10 هزار تومن بسلفم لااقل حوصله بچه مو داشته باشه. والا به خدا.

2- یک بار مامان فراز به من توصیه کرد که تو نوشتن کلمه ها دقت کنم که یک وقت با به کار بردن یک مورد ناجور، کسانی رو با سرچ سایت های صکصی به اینجا نکشونم. راستش برای من جالب و در عین حال ناراحت کننده است که شاه کلید کلمات صکصی اینجا » مامان» ه. آخه چقدر این موضوع جذابیت داره که اینهمه سرچش می کنن. تازه بدبختا دنبال نوشته های مرتبط می گردن. خوب که چی آخه؟ مگه خودت مادر و خواهر نداری ؟ بعدم نه تنها انحراف دارن بلکه کند ذهن هم هستن.  تو اگه یه جمله از وبلاگ رو که توی سایت جستجوگر میاد بخونی، می بینی که هیچ ربطی به موضوع دلخواهت نداره. دیگه واسه چی میای تو؟ یک وقتایی هم به خودم میگم شاید این نوجوونای حیروون و کنجکاون که دلشون می خواد به هرجایی سرک بکشن و همه چی براشون جالبه. نمی دونم والا. ایشالا به حق پنش تن این اینترنت نازنین پیشرفت کنه، من بتونم تک تک کسانی رو که میان اینجا ببینم و بفهمم کی به کیه. حالا کلا خیلی هم مهم نیست ها. همینجوری گفتم.

3- دیگه اینکه هوا نه انقدری سرده که لباس های زمستونی رو دربیاریم از تو بقچه و توقچه، نه اونقد گرمه که لباس های تابستونی کفاف بده. اینه که من کلا درحال سگ لرزم. خصوصا وقتی پامو میذارم روی سرامیک های سرد خونه. اگه این ترافیک نبود پاییز تهران خیلی خوب بود خصوصا این روزها که هوا ساکن نیست و هر از گاهی باد و بودی هم وزیدن می گیره و شاخه های لاغر درختارو به حرکت درمیاره. بعد این آفتاب رنگ پریده سر ظهر که از لابه لای پرده توری می تابه روی فرش و هوس ولو شدن زیر همین بارقه های نازک محو رو به دل آدم میاره.

 

Advertisements

Responses

  1. سلام.منم كم كاري تيروئيد دارم.اگه شما هم لوتيروكسين مصرف مي كنيد گل كلم.كاهو .كلم از هر نوعي و ترب رو اصلا استفاده نكنيد.و همزمان قرص كلسيم رو هم در رژيم غذاي داشته باشيد چون قرصاي كم كاري در بلند مدت پوكي استخوان مي اره.تا جايي كه مي تونيد غم و غصه نخوريد استرس هم نداشته باشيد.تشديد مي كنه.وب سايت قشنگي داريد.مايل به تبادل لينك هستيد؟

  2. همین الان یک جمله منحرف کش نوشتی : میان ت و !!!

    ببین حال چیز عالیه ..بیا ببین چی شده .اوووهههههههههه

  3. راستش مدتیه دارم وبلاگت رو می خونم. نمی دونم قبلا نظر داده بودم یا نه. اما گفتم قبل از اینکه اینترنت پیشرفت کنه . یابیده شم، خودمو معرفی کنم. ضمنا لینکت رو هم خیلی وقته گذاشتم تو وبم.
    1. از دست دکتره منم شاکی شدم!
    2.آره واقعا. انقد همه تو تنگنا هستن که به هر کاری دست میزنن تانیازشون برطرف شه.
    3. برگای زرد و قرمز و قهوهای قشنگشو بگو…

  4. akh! man nemifahmam che or ye adam, oon ham kasi ke be to komak kone halet behtar beshe mitune in tori raftar kone? nemidunam shayad ziadi khareji shodam be ghol e maman. vali in chiza asabam ro be ham mirize. omidvaram Sam inghadr mashool e sheituni bude bashe ke motevajeh majara nashode bashe agar che ke shak daram bache ha bahooshan kheili.
    va bbebakhshid ke in modeli type kardam type farsi nadaram ro in computer

  5. چشم خانوم.نظرتوم محترمه.هر وقت تشريف بياريد خوشحال مي شيم.راجبه دلايل هم من دليل علمي رو نمي دونم.خواهرم پزشكي مي خونه.ايشون بهم توصيه كردن.ولي حتمن كلسيم رو حتي اگه شده يك روز در ميان بخور.مي بوسمتون.

  6. مرده ي خوشبيني و مثبت نگري تو ام كه ميگي » البته حق با اون بودا»
    به نظر من كه اصلا هم حق با اون نبود. خيلي ها هستند كه جايي ندارند بچه شون رو بگذارند.

  7. 1-نه اتفاقن! یه بار دیگه برو پیش همین دکتره،سام رو هم ببر حتمن و هی توی مطب لفتش بده و بذار بچه ام هر کاری دلش می خواد بکنه.فدای سرش.
    2-فکر کن طرف سرچ کرده قیف! لینک شده به یه پست من در مورد مدرسه اسلامی هنر!!
    3-من دقت کردم دیدم فقط پاها سرد می شه.جوراب بپوشی خوبه.

  8. آها منم از زمره كم كاران تيروئيد هستم. هانا درست گفته، منم قرص كلسيم مصرف مي‌كنم البته بايد صبحا بخوريش با آب فراوان، ظاهرا خوردنش در شب باعث رسوب در كليه مي‌شود. از اين جهت گفتم چون خودم صبحا گلاب به روتون با خوردن قرص حالت تهوع پيدا مي‌كنم.

  9. منم مي خوام دكترم را به علت بد اخلاقي و گير بي مورد عوض كنم . يك دكتر توي كلينيك دانشگاه هست مي گن خوبه به نام مهاجري.دكتر خوش نيت توي بيمارستان مصطفي و خانم پورمند رو هم به من معرفي كردن اما هنوز به هيچ كدوم مراجعه نكردم!

  10. میهم گلی‌ جان نکنه این کم کاری تیورید ربطی‌ به قند داره؟منم که تیرویدم کم کار!این دکترها رو بی‌خیال بیا خودمون قانون کشف کنیم کلا دکتر اعصاب نداشته میخواستی بگی‌ تیروید خودشم چک کنه

  11. منم یه جورایی تو مایه های کم کاری تیروییدم گمانم،
    حدس میزنما.
    من تازگیها به این نتیجه رسیدم که سرچ این کلمات فصلیه، باور می کنی؟، یه موقعهایی خیلی خیلی زیاد میشه. اوایل سال تو بهار که انقدر تعداد کسایی که با سرچ این کلمات به وبلاگ من میرسیدند زیاد بود که من وحشت زده شده بودم که الاناست که الکی الکی ف ی ل تر شم و فکر میکردم این عنوان وبلاگ من» من و پسرم» شاید خیلی گمراه کننده باشه!!. ولی ظاهراً که همۀ مادران عزیز از این مشکلات دارند.
    یه چیز دیگه که منو به تعجب هم وامیداره اینه که این ها چه عزم زاسخی دارند تو سرچ این کلمات. مثلاً اسم وبلاگ من تو صفحۀ دوازده سرچشون بوده و همچنان با اراده ای تزلزل ناپذیر این 12 صفحه رو طی طریق کردند تا به وبلاگ من برسند. !!
    خلاصه که خیلی جای تحقیق داره این کلمات!!!! ولی خاک بر سرشون!

  12. خیلی هم حق با دکتره نبود . به اون ربطی نداره شما بچتو چیکار می کنی.

  13. به خانم نوبیسنده و صندوقک:
    اتفاقا به اون کاملا مربوطه … اینکه توی مطب پزشک نباید بچه همراهتون باشه، به نظرتون حرف غیر منطقی یا توقع زیادیه؟! اونم بچه ای که به قول شما از دیوار راست بالا رفته توی اون یه ساعت …. بچه شما برای خودتون خیلیم عزیز اما دلیلی نداره بقیه هم تحمل شیطنت ها و سوء رفتارشو داشته باشن اونم توی محل کار یه آدم دیگه …
    در ضمن شما برای تلف نشدن وقت خودت انقدر ارزش قائلی که با وجود اینکه میدونی حق با اون بوده، با هر ترفندی میخوای رفتار اشتباه خودتو توجیه کنی … اونوقت در مورد وقت پزشک معالجت از » وقت نکبتش» یاد میکنی ؟!؟!
    گمونم اینم اون بخشی از فرهنگمونه که اصلا از اول انگار نداشتیمش … جای تاسفه واقعا

  14. راستش دقیقا نمی شه منو یه طرف دار پزشکا به حساب آورد! شاید حتی یه دید خیلی بدی هم دارم که قسمتاییشم تعصبیه و منطقی نیست. ولی تو این مورد خاص، مطلقا حق را به راوی داستان نمی دم. آقا (یا خانم محترم) راوی داستان، مثل خیلی های دیگر توی این مملکت فکر می کند چون 1000 تومان یا هر مقدار دیگری به آن آدم متخصص «سلفیده»، خود آن آدم را خریده نه تخصصش را. عزیز جان، اینجوری نیست. شما آن پول را داده ای که متخصص دردت را درمان کند، در شرایط متعارف مطب و معاینه، فقط و فقط همین. برای تخصصش پول داده ای، نه برای اخلاقش، نه برای صبر و تحملش، و نه برای هیچ چیز دیگر. من با آدم های زیادی توی شغل خودم هم (مهندسی) روبرو شده ام که استلال شما را دارند، چون «پول داده اند» انتظار دارند غیر از سرویس های عرف شغلی، احیانا عربی هم اگر پا داد برقصی برایشان. این جوری نیست. حتی اگر شما 2 یا 5 یا 10 برابر هزینه ی عرف را هم بپردازی، باز هم آن مهندس یا دکتر یا وکیل ممکن است حاضر به تحمل خیلی چیز ها نباشد. اسمش را بگذار «غرور» یا «حمیت» شغلی، یا هر چه که دوست داری. این طوری نیست که بگویی پول می دهم شما آن کار را بکن.

  15. من اگه بودم با دکتره فیزیکاً درگیر می شدم
    شاید هم نمی شدم ولی باور کن بزرگترین آرزوم اینه که بپرم به همچین آدمایی

  16. اون پنش تن منظورت پنج تنه؟ :::::::)
    خودتو جای دکتره هم میتونی بذاری که اعصاب برای بچه نداره. اون همینجوریشم باید با یه مشت مریض سر و کله بزنه که دور از جون تو بعضی ازین مریضا واقعا دیوانه کننده هستند.
    ولی در کل اگر یجوری برنامه ریزی کنی که بچه رو نبری خودتم راحت تری. بچههای ما برامون خیلی عزیز و خواستنی هستند ولی برای دیگران نمیتونن اون طور باشن.
    شاد باشی.

  17. 😉

  18. من امروز رفتم ازمایشگاه گفتند یکبار دیگه باید ازمایش بدم چون کم کاری تیروید داشتم من نمیدونستم ولی دعا میکنم نداشته باشم العان اومد تو وب اطلاعات بگیرم برام دعا کنید
    =————————
    اگه هم باشه خیلی چیز ناراحت کننده ای نیست. با قرص حل میشه. نگران نباش.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: