نگاشته شده توسط: golmaryam | سپتامبر 8, 2008

درمیان گذاردن

چند وقتی هست که سام موقع حرف زدن لکنت پیدا کرده. از یک ماه پیش و با کلمه هایی که با حرف «ن» شروع میشن، شروع شد. به پدرش که گفتم می گفت نه، چیزی نیست. یواش یواش با کلمه های دیگه هم همین مسئله رو پیدا کرد. با مدیر مهد صحبت کردم. بهم گفت مطمئنی؟ تو این سن حرف زدنش کامل شده که لکنت پیدا کنه؟ گفتم بله. بچه من کامل حرف می زد. من متوجه این سختی در کلامش میشم. روز بعد بهم زنگ زد و گفت حق با شماست. بهتره ببریش گفتار درمانی. چیز مهمی هم نیست. با چند جلسه رفع میشه. می خواستم حتما تو منطقه خودمون جایی رو پیدا کنم . به جز مرکز مهر چیزی نبود که اون هم فقط سه شنبه ها گفتار درمانی داشتن و وقتش هم پر بود. دوباره از مدیر مهد کمک خواستم. مرکز مشاوره ای به نام «رایا » رو بهم معرفی کرد. از یک مشاور کودک برای همون روز وقت گرفتم. صبحش هم با کلی گریه و داد و بیداد آماده شده بود و به مهد رفته بود و خیلی احساس ناراحتی داشتم از این کشمکش های هرروزه. کلا وقتی به مهد می رسیم مشکلی نداره ولی قبلش خیلی سخت لباس می پوشه و دسشویی میره. خلاصه عصری با سام رفتیم اونجا. خانوم مشاور جوون و خوشرویی مارو به اتاق مشاوره راهنمایی کرد. فضای دلپذیر و آرومی داشت. براش موقعیت و شرایطمون رو توضیح دادم و گفتم چیزی که بیشتر از همه منو اذیت می کنه اینه که چرا برای بچه من این موضوع پیش اومده؟ یعنی همیشه فکر می کردم موضوعاتی مثل لکنت و ناسازگاری از خانواده های مسئله دار ناشی میشه. ازم پرسید که جدیدا تغییری تو زندگی تون اتفاق نیافتاده؟ گفتم سه ماه پیش خونه رو عوض کردیم. همزمان با تعویض خونه اتاق سام رو جدا کردیم، تخت بزرگتری براش گرفتیم، ضمنا پستونک هم دیگه بهش ندادیم. گفت یک دفعه کشورتونم عوض می کردید خوب. یکی از این مسائلی که گفتید برای ایجاد تنش تو بچه کافیه. خلاصه صحبت های اون روز خیلی به من کمک کرد. قرار شده چند جلسه دیگه با این خانوم مشاوره داشته باشیم و بعد ببینیم نیازی به گفتار درمانی هست یا نه. توی یک کتابی هم خوندم که این موضوع بیشتر برای پسربچه ها و در سن 2 تا 5 سالگی پیش میاد. احساس می کنم کلا پسربچه ها آسیب پذیر ترن. نمی دونم اینطور هست یا نه.  نمی فهمم  وقتی من و علی آدم های حساسی نیستیم چطور بچه مون انقدر حساس  شده؟ و اینکه چه جوری باید به بچه اعتماد به نفس داد؟  

پی نوشت : این نوشته صرفا برای مادران دل شکسته ای نوشته شده که غمگین و گریه ناک نشستن دارن با سرچ کلمه گفتار درمانی دنبال یک جایی برای  بچه شون می گردن. نترسین بابا درست میشه. سختش صدسال اوله.

پی بعدی نوشت : شماره مرکز مشاوره رایا : 88083125

Advertisements

Responses

  1. گلمریم جان به قول خودت سختیش صد سال اول ه. اما با این همه تغییر و استرس فکر کنم ریفلکشن سام طبیعی باشه و جای نگرانی نیست. خوب ه که مشاور خوبی پیدا کردی.
    همین ه دیگه ما مادرها باید پوستمون کلفت باشه و سربزنگاه ها درست عمل کنیم والا مشکلات همیشه هست.

  2. دل شیر داری خواهر ……..ضمنا من نگفتم یارو کامنتیه توهین کرده واسه فانش نوشتشو ÷ست کردم بابا …من ظرفیت بالام

  3. khoobe ke zood motevageh shidi manam fekr mikonam pesarha bishtar loknat migiran ta dokhtarha vali dorost mishe

  4. گلمریم جون میشه آدرس یا تلفن اون مرکز مشاوره رو هم محض خاطر همون مادران دلشکسته و اینا بگذاری.
    قربان دستت!

  5. گلی جون میدونستی وبلاگت چند روزه فیلتره؟! بابا خیلی مهم شدی ها!!
    دیشب خواب دیدم که از قول تو دارم به یکی از بچه ها سلام می رسونم، اما اصلاً یادم نیست که به کی سلام می رسوندم!!
    مراقب خودت باش

  6. آخییییییی دوستم . درست میشه . بچه داری همینه دیگه . الکی که بهشت رو نمیذارن زیر پاتون 🙂

  7. چيزي نيست خواهر
    نگران نباش، من 5 سالگي اينطوري شدم، خيلي زود هم خوب شدم. الان هم مثل بلبل حرف مي زنم و مثل قناري آواز مي‌خونم و مثل مامان شكوه جيغ جيغ مي كنم.

  8. قربون تو مامان با اينهمه دقت و اعتماد به نفس. ميدونم كه نگران نيستي پس نمي گم نگران نباش.فردا نهار بيكاري؟ اگر بعد از ظهر اينو ديدي با پيامك جواب بده.
    البته يك احتمال خيلي كمي وجود داره من يك مشكلي داشته باشم ديدم اگر صبر كنم كه وضعم معلوم شه شايد دير شه براي خودت برنامه جور كني.

  9. نگران نباش درست میشه. من یه جا خوندم بچه رو باید خیلی بغل (منظور هاگ فرنگی نه بغلی که پاهای بچه تا زانوی مادر بیچاره اش میرسه 😉 )کردو سعی کرد همیشه بهش توجه کرد که مطمین باشه هر وقت خواست پیشش هستی. معمولن میگن تو شش ماه اول زندگی هر وقت بچه گریه میکنه حتی اگه دلیلش مثلن این باشه که یکی بیاد منو نگاه کنه باید حتمن حتمن بهش توجه کرد تا اعتمادش به والدین زیاد بشه و این باعث میشه اعتماد به نفس خود بچه هم در آینده بیشتر بشه. چقدر خوبه که این مشاور کودک رفتن تو ایران هم داره جا میوفته. منکه به زندگی امیدوار شدم خواهر.

  10. من هنوز مامان نشدم اما هیچ وقت فکر نمی کردم اینگونه سخت گیریها نسبت به یک کودک موجب این اتفاقات بشه.

  11. گلمريم جان همين الان اين پستت رو خوندم. باهات همدردي ميكنم.

  12. داداش منم لکنت داشت .تا 8 9 سالگی .هممون میگفتیم این تا آخر اینجوری میمونه .دکترم رفته بودیم. اما بابام زرنگی کرد. اومد نذری کرد با مظمون اینکه اگه داداشم شفا پیدا کنه بریم زیارت امام رضا . شفا پیدا کرد ولی نرفتیم . حال کردی؟

  13. پسر من هم اين روزا شديدا» دچار تغييرات ناگهانيه! اين هشداري شد كه بيشتر مراقبش باشم.

  14. امیدوارم که این مشکل پسرت زودتر حل شه. در مورد حساس بودن من هم میبینم که پسرم از دخترها هم حساس تر هست. گاهی این رفتار خیلی باعث نگرانیم میشه. حالا با این تغییراتی که من پیش رو دارم خدا به من هم رحم کنه که یک مشکلی پیدا نکنه. پست خوبی بود برای هشدار به مادرها.

  15. پسرها بر خلاف ظاهرشون دل گنجشکی اند
    من بارها اینو دیدم و حس کردم.

  16. اون چیزی که دیروز ما دیدیم مثل بلبل داشت حرف میزد… نمیدونم بالاخره مامانا همیشه دقیق ترن.

  17. بالاخره جسم آدم هم حق اعتراض داره… من هم كه ديگه بچه نيستم توي اين 3 ماه و با اين اتفاق ها همه اش دارم بي دليل سرفه مي كنم و خوب هم نميشم!… مواظب خودت و سام باش….
    يه چيزي : اينهمه سال من نميدونستم كه پدرت رو از دست داده اي… چه بي توجه بوده ام… شرمنده.

  18. خانم مشاوره راست گفته، بابا چه کردی با این سام کوچولو. یه مرکز مشاوره هم هست به اسم یارا. تلفنی مشاوره می ده اونم خوبه. من که هر کاری می خوام بکنم اول به اونجا زنگ می زنم.

  19. والا سامي كه ما ديديم مثل بلبل حرف ميزد …

  20. جالب بود، ولی مخصوصاً این جدا کردن اطاقهاريال یک شوک بزرگیه براشون، حالا خونه هم که عوض شده. ممنون از اطلاع رسانیت، این شماره رو هم جایی می نویسم تا مشکلات احتمالی رفع بشود

  21. برو اینجا
    http://www.persianweblog.ir/topblogs/zanan.aspx
    توی نظر سنجی شرکت کن. اطلاع رسانی و تبلیغات هم ضرر نداره!

    راستی به نظرم کامنت دونیت هم فیلتر شده. تا حالا 6 بار برات فرستادم نیومده!!

  22. بنویس دیگهههههههههههههههههه

  23. آدم لیست نظر گذاران را که می بینه وحشت می گیردش

    من هم لکنت داشتم
    بعد ها فهمیدم که پدرم هم لکنت داشته
    الان خیلی کمتر است
    یعنی آدم مجبور است که یک جورهایی کنترل اش کند

    پزشک که نیستم، ولی خوانده ام که این مشکل ریشه یابی اش به این سادگی ها نیست و هنوز توضیح و تفسیر درست و مقبولی که عمومیت داشته باشد برایش پیدا نشده

    بهدحال امیدوارم مشکلش موقتی باشه

  24. سلام .پسر من تا دو سالگی مثل بلبل حرف میزد طوریکه همه وقتی میفهمیین مثلا چهار ماه دیگه دو سالش تموم میشه از تعجب دهنشون باز میموند ولی نتاسفانه فردای جشن تولد 2 سالگیس به مقدار زیادی متوجه لکنتش شدم تا یک ماه همش کارم گریه و زاری بود چون بچه هیچی نمی تونست بگه! بعد از اون هی کم و زیاد میشه الان هم که 3 سال ونیم داره و ما 4 ماهه که آمدیم استرالیا میبینم که خیلی لکنتش زیاد شده .ایران هم دکتر روانشناس بردمش گفت تا 5 سالگی هیچ درمانی نمیخواد چون دستگاه تکلم بچه تا اون زمان هنوز کامل نشده نمیدونم درسته یا نه ولی ما هیچ گفتار درمانی نبردیمش نمیدونم چکار باید بکنم اینجا که دیگه گفتار درمانی فایده ای نداره چون این بچه که انگلیسی نمیدونه!اگه کسی راه حلی داره بهم بگه ممنونم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: