نگاشته شده توسط: golmaryam | اوت 27, 2008

نامه ای احتمالی به دوستی تصادفی

بیتا رفت. مژده رفت. آزاده رفت. رضیه رفت. گلاره رفت. ترلان رفت (و در غربت یک دختر هم زائید حتی) شادی رفت و در غربت دوقلو آورد. الهام رفت (او هم از روی دست شادی نگاه کرد به گمانم) گلسا رفت. گلاره رفت. سعیده رفت. ربابه رفت (و تا روزی که دخترش 15 روزه شد صدایش را درنیاورد). پرشنگ رفت. شهره می خواهد برود.زهره خواهد رفت. مریم خواهد رفت. آزاده الف که آمده بود، به زودی می رود. تا آخر ماه رمضان.ارکیده رفت. زینب رفت و سومین فرزندش را در امریکا به دنیا آورد.ریتا رفت و لقب تنها رفیق ما در استرالیا را به خود اختصاص داد.لیلا رفت.سحر رفت. فاطمه هم می رود. نمیدانم کی، ولی می رود.شهرزاد رفت. مهسا رفت. شادی ز رفت. شادی س رفت(چقدر شادی داشتیم ها)من و چند نفر دیگر هنوز هستیم. شاید برویم شاید نرویم. شاید برویم ولی برگردیم. شاید یک عده دیگر هم که رفته اند بیایند. هی پر و خالی می شویم. هی برای دوستانمان که برمی گردند مهمانی برگزار  کنیم. آش بپزیم و به به و چه چه کنیم. خوشحالیم. غم توی دلمان هست، ولی خوشحالیم. چون زندگی ما بدجوری در گردش است. حتی پسر دوستمان که عکس های قدیم ما را دید، برگشت و گفت : چه پیر شدید همتون. و ما کرکر خندیدیم . باری، ما همه خوبیم. تو چطوری؟ تعریف کن..

Advertisements

Responses

  1. jaleb bood.
    esmharo ke jabe ja koni baraye kheliha in neveshte sadeghe.

  2. گلاره هم تا چند وقت دیگر بچه اش را آنجا دنیا خواهد آورد. اینجوری که همه رفتن فکر کنم اینجا غربت باشه اون جا وطن!

  3. عجب تفاهمی!!! مام هنوز 2 سال از فارق التحصیلی مون نگذشته و خیلی ها رفتن( یا بهتره بگم اومدن!!! چون منم جزو رفته ها حساب می شم)

  4. ضمنا یه مدتیه وبت رو می خونم و خوشم اومده ازش. تو لیست بلاگم آدرستو گذاشتم:)

  5. تو كي ميري ؟ كجا ميري ؟ ماراهم ببر .اينجا تنها مانديم

  6. baba pas begoo man choghondaram dige!tanha refigh dar australia !pas man inja chekaream khodam misham dovomin refighet montazeram ha.

  7. intori ke esm bordi moo be tanam sikh shod, midoonestam ke in jariane kharej shodan khaili shadide, ama vaghti injoori doone doone nam mibari taze be omghe faje’e pai mibaram, nemidoonam faje’e hast ya nist, harchi hast hesse khoobi behem nemide.

  8. پووووف! همیشه و به هرحال ولی لعنت به این رفتن‌ها.

    (شوور مکین هیچ لازم نیست فقط به‌خاطر «کار»ش از خونه بیرون بره گلمریم بانو جان، در هر موقعیتی قابلیت داشتنِ کاری بیرون از خونه رو داره 😀 )

  9. 621 صفحه زیادی زیراکس کرده بودم بهش سه سری مقاله که پرینت گرفته بودم اضافه شد
    حالا 666 کاغذ دارم که نمی دونستم باش چی کار کنم
    خوانندگان محترم پیشنهاد موم اندازون دادن
    گرفتی؟
    طفلک من

  10. robabe dokhtar dar shode?!!

  11. ما نیز برویم… تو نیز بروی…

  12. و آخر سر فقط من میمونم و احیانا تو بعد هی من میام خونه تو لواشک بخوریم& تو بیا خونه ما با سام آش بخوریم!

  13. من همين الان کامنت شما رو ديدم، دوست داشتم بيام حالا اگه بازم سوآپ داشتين بگين بهم لطفا

  14. آدم وقتیمیره و برمیگرده،معنی این فرار مغزها رو بهتر میفهمه. یعنی هرکی مغزداشته رفته؟!!

  15. قربونت برم كي رفتم؟ كجا رفتم؟تورو خدا منو بفرست اسپانيا!

  16. شرمنده اين مردا هميشه آخرين لحظه دست آدمو ميزارن تو پوست گردو نميدونی چقدردلم می خواست بيام.

  17. از اسم هایی که اینجا نوشتی حدس زدم باید 73 ای باشی، پس خیلی هم نسبت به من سال بالایی نیستی و باید اون کتاب رو خونده باشین. نمی دونم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: