نگاشته شده توسط: golmaryam | ژوئن 29, 2008

دو روز گذشته خود را چگونه گذراندید؟

دیروز عصر دست سام شکست. امروز آبله مرغون گرفت. به نظرت فردا چی در انتظارمونه که زندگی مونو لحظه به لحظه هیجان انگیزتر کنه؟ بعد از کلی معطلی تو بیمارستان آتیه و گرفتن عکس، دکتر جوون متشخص کراوات زده گفت که دست بچه از اینجا شکسته. ببینید همین برآمدگی. و به نقطه ای روی عکس سیاه اشاره کرد. باورم نشد. گفتم می برمش پیش یه دکتر دیگه. یک دلیلشم البته هزینه بالای بیمارستان بود. فکر کردم تو این موقعیت وانفسا کلی هم باید پول گچ بدم. این بود که برداشتم و بردمش بیمارستان میلاد. علی هم باهام نبود. بعد عمری یک بلیط کنسرت شجریان گیرش اومده بود و در اون لحظه داشت به چهچهه استاد گوش می داد. دلم از همین می سوخت که درست روزی که علی یه استراحت کوچولو به خودش داده این اتفاق افتاده. خلاصه بعد از فراز و نشیب های فراوان به خاطر فراموش کردن دفترچه بیمه سام و  نداشتن پول و قبول نکردن کارت اعتباری بانک و زنگ زدن به یک دوست برای پول ، و دیدن یک داستان خانوادگی، عشقی زناشویی، رمانتیک در بیمارستان، موفق به گچ گیری دست بچه شدیم و برگشتیم خونه. بماند که علی با دیدن سام چه حالی شد. امروز صبح هم که از خواب بیدار شدیم با دیدن چند تا جوش قرمز روی صورت و بدن سام، شستم خبردار شد که آبله مرغون هم به جمع گرفتاری هامون اضافه شده. علی بچه رو برد دکتر و من هم رفتم به جلسه ای که حتما باید می رفتم. خوشبختانه کسایی که باهاشون کار می کنم بچه دارند و موقعیت رو درک می کنند. چون کسایی که بچه ندارند به ندرت تصوری از یک بچه دوساله دست گچ گرفته آبله مرغونی دارند.

راستی جواب آزمایش رو گرفتم. به سلامتی من هم به جمع تیروئید پرکارها پیوستم. محض اطلاع دوستان پزشک، T4  و TSH ام بالاتر از حد نرمال بود. راستی قند خون ام هم 9 واحد بالاتر از حداکثر بود. ولی کمبود آهن ندارم خوشبختانه.

خوب این خلاصه ای از اخبار این دو روز بود. بخش بعدی خبر ساعت 9 روز بعد به سمع و نظرتان خواهد رسید. دعا کنید این منطقه ای که ما توش زندگی می کنیم زلزله ای چیزی نیاد. برای فردا دلم یک اتفاق خیلی خوشایند می خواد.

Advertisements

Responses

  1. ای بابا! کلی غصه‌مون شد که دخترجون! اون بچه طفلی رو بگو، طاقت گچ داره آخه مگه؟ 😦

  2. اصولا» در پرکاری تیروئید TSH پایینه نه بالا. تازه هر بالا پایینی هم مریضی نیست و عدد و رقم داره.
    من فردا دارم میرم. مرسی از تلفن اونروز. چسبید با معرفت. کاری داشتی e-mail.

  3. ای ریتا مگه دستم بهت نرسه. تو تهران بودی و سر قرار نیومدی؟!

    گلی میگم مطمئنی آبله مرغونه و سرخجه نیست؟! به نظرم یک کمی اسپند هم براش دود کن. میترسم چشمشم کرده باشیم از بس که گله پسرت
    خوش باشی

  4. واي چه وحشتناك دستش كجا شكست بچه ؟

  5. عشق ميكنم روحيتو .كاش يك دستي به سر من ميكشيدي ….وب منو هنوز نميبيني ؟ بجواب ب ب ب ب

  6. اميدوارم امروز بهتر باشي هم تو هم سام عزيز. سواپ اين هفته به راهه؟

  7. چی کشیدی تو دختر جان .. من که تا اینا تب می کنن تموم زندگیم مختل میشه . امیدوارم که پسرک زودتر خوب بشه مخصوصا دستش چون سنش پایین هست آبله مرغون خیلی سبک می شه و زیاد اذیتش نمی کنه

  8. hm… be nazar kheily haiajan angiz miad… khodavand be shoma sabre ayoob enayat farmayad.

  9. اسمش مريم خانم است. قوي باش گلم

  10. اوضاع احوالات روبه‌راهه خانوم؟

  11. دسته گل مريم محمدي / به جمع تيروئيدي ها خوش آمدي

  12. […] دو روز گذشته خود را چگونه گذراندید؟ دیروز عصر دست سام شکست. امروز آبله مرغون گرفت. به نظرت فردا چی در ان […] […]


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: