نگاشته شده توسط: golmaryam | ژوئن 1, 2008

والله که شهر بی تو مرا حبس می شود

انگار که کل دوست و رفیقای ما شهرو ترک کردن رفتن سفر. بابا نمی گید آدم دلش می ترکه؟ تو خونه جدید آشفته، با کارتن هایی که انگار هیچ وقت خالی نمیشن دور و برم، بدون میز و صندلی و مبل، قوز کرده روی فرش می شینم و هی آه می کشم و چای می خورم(الکی) . دوستای باقیمانده در شهر میان پیشم و مائیم و دو تا دونه صندلی که گاهی به همدیگه تعارف می کنیم و یکی  هم می پره رو پیشخون می شینه.. خلاصه آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست..

پ.ن : من چرا نمی تونم یه دونه عکس دانلود کنم بذارم تو این صفحه کوفتی؟

یک پ. ن دیگه : عکس بالای وبلاگمو که عوض کردم دیدی؟ محوطه بیرونی هتل داریوشه. جزیره کیش، دو سال پیش.

 

 

Advertisements

Responses

  1. اوه اوه چه عكس قشنگي من فكر كردم خارجه اي جاييه !!!

  2. بنر بالای وبلاگت خیلی قشنگه ….
    منم دو سال پیش همچین اتفاقی برام افتاد وسط یه عالمه وسیله تخت گرفتم خوابیدم بعدش زنگ زدم دوستام اومدن کمکم
    🙂


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: