نگاشته شده توسط: golmaryam | مارس 15, 2008

رای می دهم پس هستم.

بعد از اینکه لاک دست چپمو زدم، تصمیم گرفتم سامو بخوابونم و یه سرچ کنم برای رستوران. حالا این لاک هم حکایت خودشو داشت. نه که میخواستم برم رای بدم، گفتم یه لاکی هم روی ناخن های به شدت کوتاهم داشته باشم تا اینایی که اونجا نشستن و رای هارو جمع می کنن، حساب کار دستشون بیاد که چه کسایی(کشیده خوانده شود) میان رای بدن. این بود که لاک بنفشی رو که نه اونقدر جیغ بود که یه وقت دم در انتخابات بگیرنم و نه اونقدر ملایم که بشه نادیده گرفتش، به ناخن های دست چپم زدم و فوت کردم. به علی گفتم که سامو بذاره رو تختش و شیشه و پستونکو که اجزاء جدایی ناپذیر خواب هستن بده دستش تا من بچه رو بخوابونم. بعد دیدم که این بچه بخواب نیست . از خیر خوابوندنش گذشتم و لاک دست راستمو زدم که انصافا کار سختیه برای ما راست دست ها. خوب مجبور بودم. چاره ای نداشتم. بعد از ماجرای ناهار و این حرفا برگشتیم سمت خونه و بعد از پوشیدن مانتو روسری انتخابات و ماتیک انتخابات بر لب، رفتیم برای رای دادن. سر کوچه مون یه مدرسه ای هست که حوزه رای گیری بود. تا پامو از ماشین گذاشتم پایین،  سرباز خسته و صورت تیغ تیغی اومد طرفم و گفت برای رای دادن اومدید؟ آماده برای دعوا گفتم بعله، چطور مگه؟! گفت اینجا شلوغه معطل میشید. برید فلان جا. دوباره سوار شدیم و بدون از دست دادن روحیه آدرسو دنبال کردیم و رسیدیم به یک مدرسه دیگه. داخل حوزه خیلی شلوغ نبود. پارسال که برای رای دادن به شوراها رفته بودیم، حداقل دو ساعتی معطل شدیم. این بار پروسه خود رای دادن طولانی بود. باید سی تا اسم رو می نوشتی و بعد مثل سوالات کنکور الف و ب و ج و کلی عدد پر می کردی. همه جور آدمی اومده بودن. خانوم هایی که مثل من ماتیک انتخابات زده بودند. خانوم های چادری، آقاهای عینکی، بچه دانشجوها، حتی وبلاگ نویس ها به گمانم. همه جور آدمی بود. خیلی ها هم به نظر می رسید همین جوری اومدن ببینن بقیه به کی رای میدن تا اونا هم به یکی رای بدن. چقدر ملت سرگردونن. سخته براشون انتخاب کردن. پر کردن جدول هم کار مشکلی بود. حالا باید دید که آخرش چی میشه با این پروسه پیچیده رای گیری. به علی می گفتم که احساس خوشایندی بهم دست میده از رای دادن. واقعا احساس می کنم تنها جائیه که می تونم حرفمو بزنم. شاید انتخابم اشتباه باشه ولی کار مدنی انجام می دم. ضمناً کار اونایی که رای میدن خیلی سخت تر از اونائیه که رای نمیدن. همیشه دو به شکی. نمیدونی تصمیم درست چیه، از طرفی هم چاره ای نداری.خلاصه به امید روزهای بهتر برای همه ایرانی ها.  

Advertisements

Responses

  1. اما من قيافه‌هايي ديدم كه اصلن جالب نبودن!

  2. تبادل لینک

    در صورتی که برای تبادل لینک نظری مساعد دارید با قرار دادن لینک وب (http://www.mania.pib.ir) با نام دستنوشته های یک مانی… مرا در جریان قرار دهید تا نسبت به لینک دادن به شما اقدام نمایم./
    با تشکر

    فوآد شبانی

    قلب مطمئن
    مدیریت سایت بلاگ مانیا

  3. آخ راس گفتی کاش من هم لاک قرمزِ جیغ می‌زدم!

  4. بسیار بسیار ممنان

  5. ‹گلمريم عزيز، برات سالي خوش و پر از سلامتي و خوشي آرزو ميكنم. اميدوارم در كنار خونوادت پر از انرژي و نشاط باشي.
    سام گلتو هم حسابي ببوس.

  6. والا چي بگم البته براي نشان دادن اينكه آدم دمكراتي هستم بايد بگم آفرين ..خوب كردي راي دادي اما راستش هنوز نمي فهمم كسي كه لاك بنفش ميزنه چطور ميتونه به اين انتخابات دل ببنده !!!!

  7. مبارک باشد

  8. golmaryam Jaan
    sale no mobarak. khosh va khoram bashi. miboosamet


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: