نگاشته شده توسط: golmaryam | مارس 4, 2008

ترانه های بهاری

«شبا وقتی که میخوام چشمامو رو هم بذارم،برم و غربتمو تو رویاهام جا بذارم، مگه میشه خواب ایرونو ندید، شبای قشنگ تهرونو ندید.»

یادتون هست ترانه بالایی رو؟ از ستار. رفته بودم یه خورده شیر گرم کنم و بخورم، نمیدونم چی تو هوا بود که یه دفه این ترانه اومد رو زبونم. بعد یاد ترانه های دیگه این آلبوم افتادم. «چادر نماز گل گلی، پشت بومای کاه گلی.. «، «مسلمانان مرا وقتی دلی بود، که با وی گفتمی گر مشکلی بود..»، یکی دیگه هم بود در مورد عید که خیلی قشنگ بود و الان یادم نمیاد. شاید 7-8 ساله بودم وقتی برای اولین بار این ترانه هارو شنیدم. نمیدونم شما احساس عاشقانه رو اولین بار تو چه سنی تجربه کردید. ولی با ترانه «چادر نماز گل گلی» قلب 8 ساله من به تپش افتاد. خواهرم که اون موقع 20 ساله بود و تازه نامزد کرده بود، از رابطه عاشقانه پسرخاله همسرش با دوست دختر-نامزدش تعریف می کرد. اون زمان دوست دختر داشتن یک پدیده ای بود. هرکسی از این کارا نمی کرد. دختره به خاطر فعالیت های سیاسی زندان رفته بود و پسره پاش ایستاده بود. دیگه آخر ماجرای عاشقانه بود. یک روز ناهار اومدن خونه ما. چشم های تیزبین من پاهای این دوتارو دید که زیر میز به هم میخوردن. فکرشو بکن تو خانواده سنتی ما، دیدن حتی یک صحنه لبخند زدن هم عجیب بود، دیگه این صحنه آخر معاشقه بود. خواهرم از مراسم عروسی اونها تعریف می کرد که با ترانه «چادر نماز گل گلی» ستار رقصیده بودند. من هم هر وقت این ترانه رو می شنیدم اون دو تارو تصور می کردم که با هم می رقصند. فکر می کنم اون زمونا(بیست و سه چهار سال پیش) تعریف کردن فیلم یا یک ماجرا  ارزش خاصی داشت. فیلم دیدن که انقدر راحت نبود. هرکسی فیلمی می دید، برای بقیه تعریف می کرد. چقدر الان این کار کسل کننده شده. ترجیح میدی کسی چیزی تعریف نکنه تا خودت فیلم رو گیر بیاری و ببینی.

ماه اسفند رو خیلی دوست دارم. خیلی نوئه. دیدن آدمها که تند و تند در حرکتن و دارن خرید می کنن جالبه. هوا هم که این روزها روی خوش بهمون نشون داده و این بادهای بهاری همه دود و دم تهران رو برداشته  وبا خودش برده. دیروز خونه تکونی عید داشتم. حس خوبی به آدم میده. احساس نو شدن. من تا به حال خودم سبزه نذاشتم. همیشه مامانم برام  سبزه انداخته. ضمن اینکه به غیر از اون سالی که باردار بودم و پا به ماه، هیچ سالی موقع سال تحویل خونه خودمون نبودیم. همیشه با خانواده علی بودیم. دور هم بودن هم خوبه. هدیه دادن و هدیه گرفتن. خلاصه که 14 روز دیگه بیشتر نمونده. 86 دلم برات تنگ میشه. 32 سالگی منو برای همیشه با خودت بردی.

Advertisements

Responses

  1. چه دوست داشتنی بود این نوشته ات. خونه تکونی تموم شد؟
    یه روزه؟!

  2. به! من هم همییییشه مامانم برام سبزه می‌ندازه!
    من ولی دوست‌تر دارم که این 86 ِ بره با این‌که داره سی و دو سالگی‌ منو هم می‌بره و یه‌جاهایی‌ش رو دوس دارم نبره و 87 بیاد، انگار به‌م حس خوبی می‌ده که 87 مث 78 می‌مونه سالِ بالاخره هم‌خونه شدنِ من و منصور ، و این‌که 33 بهتر از 32 ه!

  3. سلام خانم گل مریم!
    خواستم بگم بله عینک می زنم اما وقت مطالعه. خواستم بگم بله!مجردم و خواستم بگم بچه هم ندارم.خواستم بگم خوشحال شدم از کامنت مهربونانه تون و از آنالیز با مزه تون
    چادر نماز گل گلی هم کاملا از یادم رفته بود و کلی نوستالژی پراکنی شد!

  4. سلام گل مريم جون
    منو بردي به يه مشت خاطره سبز. درست مثل شيشه عطرهاي خالي اي كه بو مي كنم و ميرم به جاهايي كه زمان رو تو اون لحظه و ثانيه براي هميشه متوقف كردم. خاطره هاي خوب به نظرم مثل رنگين كمون آسمون زندگي همه آدمهاست. بعضي رنگها پرجلوه تر و بعضي رنگ ها شاعرانه تر. در مورد پستي كه نوشتم كاش نيما يه لحظه تو كرير يا صندلي ماشينش كه كلي هم پولشون شد بند مي شد. نيماي من از سه ماهه بود كه از كريرش مي پريد بيرون و تو پنج ماهگي رسما از روروك اش ملق مي زد. كاش اين بچه ها اون طوري بودند كه ما مي خواستيم البته اگه بچگي خودمون رو فراموش نكرده باشيم. يه سرچ به اسم و فاميل من بدي رو گوگل مطلب هام مي ياد و مي توني بخونيشون . البته جديد و قديمي باهم. خوشحال مي شم نظرت رو بدونم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: