نگاشته شده توسط: golmaryam | مارس 1, 2008

juno

فیلم بامزه ی juno رو دیدم.چقدر مفرح و قشنگه. دختره (ellen page) خیلی باورپذیره.یک مصاحبه نصفه نیمه ازش دیدم و چند صحنه تو مراسم اسکار. برخلاف نقشی که تو فیلم داره  آدم موقری به نظر می رسه. من که خیلی ازش خوشم اومد. نه اینکه بگم عاشق دخترای موقرم ها. نه. ولی از اینکه از این اور و اداهای هالیوودی نداره و وقتی حرف میزنه هی وسطش نمی گه : اااااخوشم میاد. دیدی؟ این هنرپیشه ها وسط حرفاشون مکث های بی مزه می کنن و جمله هاشونو می کشن و با دستاشون و سر و کله شون اداهای عجیب غریب درمیارن؟ این اصلا اینجوری نبود. به قول یکی که یادم نیست کی بود، آدم یاد  ترانه علیدوستی تو فیلم من ترانه پانزده سال دارم می افته! فقط خیلی خوشبخت تر. این نوشته عطا صادقی همون چیزائیه که من می خوام بگم، ولی مف آویزون و بی حوصلگی و وقت کم باعث میشه که ازشون فاکتور بگیرم. ضمن اینکه وقتی یکی دیگه بهتر از من نوشته چه حاجت به خوندن خزعبلات من؟

راستی یه موضوعی در مورد مراسم اسکار یادم رفته بود که جا داره همین جا بهش اشاره کنم. این هنرپیشه های هالیوودی روز به روز دارن کم رنگ تر میشن! یعنی تقریبا میشه گفت که هیچ آرایشی نداشتن یا حداکثر یه روژ کم رنگ رو صورت های سفید گچی بی رنگ و روشون بود. این دختره کامرون دیازو بگو. حتی یه کرم هم به صورتش نزده بود. لپاش قرمز بود و بقیه صورتش یه رنگ دیگه. خلاصه هر چقدر بر و بچه های آسیایی و این دور و برا درجهت خود پررنگ شدگی پیش میرن، اونوریا هی از چهره آرایی کم می کنن. حداقل به چشم من که اینطور اومد.البته بیشتر به مو و لباس و هیکل اهمیت میدن. ولی آخر بدریختی و بدلباسی اون خانومه بود که برنده اسکار نقش مکمل زن شد. البته خیلی دوست داشتنی بود ولی موهای نارنجی کوتاه با اون گردن دراز قوزی و قد بلند و لباسی که انگار از چادر مشکی مادر من دوخته بود، واقعا دیدن داشت. خوب فکر کنم دیگه حرفای خاله زنکی-اسکاری ام به پایان رسید.

صرف نظر از آب دماغم که با دبی 5 سی سی در ثانیه در جریانه، مشکل خاص دیگه ای ندارم. امروز که از سر کار برگشتم خونه، واقعا دلم میخواست بخوابم. ولی سام رفته بود روی میز توالت، یه چهارپایه هم با خودش برده بود بالا و داشت سعی می کرد از پشت آینه یه چیزی رو برداره. خوب حتی مادری با اعصاب پولادین که من باشم هم با دیدن همچین صحنه ای نمیتونه بخوابه. این بود که پاشدم و یک سوپ عالی شامل مرغ، هویجٍ درشت ریز شده، شلغم، پیاز و رشته فرنگی تک ماکارون درست کردم. یک کمی هم آب نارنج ریختم توش. طعمش عالی بود. حتما امتحان کن. با مرغا هم زرشک پلو با مرغ درست کردم و ته چین! تازه پوست پرتقال خلال شده هم سرخ کردم. دیگه آخر کد بانوگری بود. یک وقتایی انگار سرم میخوره به یک جایی و تغییرات غریبی در من به وجود میاد. والا وقتی که سرسلامتم انقدر آشپزی نمی کنم. تازه با دوستم هم یک قرار شیرینی پزی برای عید گذاشتم. واااای چقدر پز دادم. فک دستم درد گرفت. چونه ام آویزون شد. همه شو بذارید به حساب تب و سرماخوردگی.

باقی بقایت، جانم فدایت.

Advertisements

Responses

  1. سلام
    تا حالا كه راجع به آشپزي هات مي خوندم حس خاصي نداشتم تا اينكه ديروز آرشيوت رو خوندم و فهميدم كه ترك هستين. دوست صميمي من ترك است و الان دقيقاً مي تونم ميز شامتون رو تصور كنم ، آفرين.
    راستي ماماناتون شما رو چه جوري تربيت مي كنن كه اينقدر خانوم و خونه دار و كدبانو ميشين؟ تو هم سرعت آشپزيت مثل اين دوست من زياده ، نه؟

  2. احتمالاً شغل شما به سینما مربوط هست؟
    شما در ایران زندگی می کنید؟
    آیا این شخصیتهایی که اسمشون رو میارید وجود خارجی دارند؟سام و ..
    این سوالا خیلی وقت ود توی گلوم گیر کرده بود.

  3. منم اين فيلم رو ديدم و معركه بود. فيلم خورشيد خانم كوچولو رو چي ديدي؟little miss sunshine اونم خيلي جالبه. ميدوني كه اسكار هم گرفت. البته نه در شاخه فيلم بلكه بخش فرعي تر ولي تو ساندس ازش تقدير شد. من خودم اسكار رو دوست ندارم. به نظرم همه چي صرفا يه بزرگنمايي خوشاينده و ميدونستي كه امسال اسكار كمترين بيننده تلويزيوني رو داشت؟ حاتي ورايتي يه مقاله داده بود با اين عنوان كه آيا عمر اسكار به سر آمده و توش گفته بود مديران اين مراسم بايد به فكر تغيير و تحولاتي در آن باشند چون خيلي لوس و كليشه اي شده كه نظر منم همينه. من تنها سالي كه اسكار رو مو به مو دنبال كردم سالي بود كه شهره آغذاشلو نامزد بود. البته باعث افتخاره كه يه ايراني رفته نامزد شده ولي باز شخصا بازي اش رو دوست ندارم. لهجه اش كه خيلي فارسي يه و براي من جاي تعجبه كه چطور يه بازيگر بعد اين همه سال زندگي تو اونجا نتونسته لهجه اش رو درست كنه. انتظار ندارم بيست باشه ولي نه مثل انگليسي حرف زدن يه دانشجوي كيش. تو اين سريال 24 كه عاشقشم هم بازي كرده و نقش مادري رو داره كه پسرش اسمش بهروزه و باباش تروريست. تو مصاحبه هم گفته كه بهروز اسمي يه كه كارگرادان بخاطر آشنايي با بهروز وثوقي گذاشته و نخواسته تروريست بودن ايراني ها رو نشون بده. البته اين سريال واقعا منصفانه عمل كرده ولي اين يه حرف رو به نظرم خيلي خالي اومده چون اسم بهروز ديگه مثل روز روشن معلومه كه ايراني يه و بهم بر خورد كه ديگه چرا آغداشلو داره از كارگردان حمايت مي كنه.بقول معروف اآدم از غربيه انتظار داره و نه از خودي. خيلي ور زدم. آشپزي مبارك


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: