نگاشته شده توسط: golmaryam | ژانویه 5, 2008

یک نوشته لوس بی معنی.

میگم که چیزه، من خیلی بی محتوا و لوس مینویسم؟ یا اصلا حرف حساب میزنم که جواب نداره؟ از این جهت میگم که هیشکی هیچی نمیگه و اینا. میگم شاید اساساً دارم …شعر می بافم؟

دم آسانسور ایستادم، بچه بغل، منتظر آسانسور. از واحد بغل آسانسور صدای موسیقی میاد. گوش تیز میکنم ببینم می شناسم کیه میخونه انقدر سوزناک و قشنگ؟ یادم نمیاد. آسانسور هم رسیده. زنگ درو میزنم. در باز میشه و یک زن هم سن و سال خودم، با ابروهای تتو کرده و آرایش ملایم (یک  دختر 17-18 ساله که داره ادامس میجوه) (یه پسر همون سنی جوش جوشی) ( یک آقای جوون سیگار به لب) (….) میاد دم در و میگه سلام . ( فرمایش؟) (هان؟) (جانم؟) میگم ببخشید وقتتونو گرفتم. اینی که داره میخونه کیه؟ خانومه لبخند میزنه که این؟ شاسقلی خان ( سیربیسیی ) (آلن یک دست) ( عشی). میگم آهان بله خیلی ممنون. یه چیزی به دانسته هام اضافه شد. خداحافظ. – خداحافظ ( دق) (خدافس)( خواهش میکنم، منزل خودتونه)

Advertisements

Responses

  1. سلام… عزیزم تازه ای هنوز… اوه صبر کن! من توی دو سال اولی که می نوشتم اگه چهار تا کامنت می گرفتم ذوق می کردم!! نترس صدا فعلا می رسه ولی طول می کشه تا جا بیفتی…

  2. اسمتو که مشنوم تنم میلرزه آخه خیلی شبیه به گل بهاره! دی: لینکتون میکنم اگه خواستید!

  3. سلام.اومدم بگم که من به اینجا سر میزنم و می خونمت!

  4. به به آبجی خیلی با حال و مشنگ می نویسی .قلمت طلا بنویس


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: