نگاشته شده توسط: golmaryam | دسامبر 31, 2007

شبی در کنار سفره

بعد از چندین و چند روز اومدم سرکار. خوشحالم. سام حالش خوبه. دیشب ساعت هفت با اصرار از ما خواست که ببریمش دردر. شال و کلاه کردیم که بریم خرید و یک دوری هم بزنیم. از پارکینگ درنیومده خوابش برد. یک نفس تا 7 صبح امروز خوابید. میگن هیچ جا خونه آدم نمیشه، اینه ها.

 دیروز تولد علی بود. فرصت نکردم کادوی تولد  بخرم و از اونجایی که زوج خجالتی هم هستیم و عادت به اینطور قرطی بازیهای «های های مردم ما تولدمونه و آی کیک و آی کلاه بوقی و تولد بازی و این صحبتا» نداریم، مهمونهامونم نفهمیدن که تولدی درکار هست. ولی ما بسی خوشحال بودیم که بعد از دو شب کنار همیم. فکر کنم ما دچار کمبود خودتحویل گیری هستیم. هیچ کدوممون دوست نداریم که مهمونی بگیریم و مردمو خبر کنیم و قربون خودمون بریم. دیدی آدم می افته رو دور حرف زدن؟ همینجوری تا نصف شب حرف زدیم و خاطره تعریف کردیم و من  پته هم اتاقیهای بیمارستان رو ریختم روآب و کلی خندیدیم.همین دیگه.

یادداشت : دختر عزیز نرسیدم به این کامنت سنجد شما. اگه خونده بودم حتما امتحان میکردم.

شهره جان، ز نیومده بود. نه که من کله ام گرم بود، همینجوری پس و پیش یه چیزایی نوشتم دیگه.  

Advertisements

Responses

  1. Chizi ke man dar morede injaeiha doost daram ineke hich vaght az tahvil gereftane khodeshoon ehsase gonah va loos boodan nemikonan va na tanha khodeshoon ro kheili tahvil migiran balke baghie ro ham haminjoor tahvil migiran. Goli joon man bahat mokhalefam ke in kara gherti bazie balke be nazare man ye joori etemad be nafse dashtane va inke adam ba boodane khodesh hal mikone


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: