چند قسمتی از سریال “بیداری” رو نصفه و نیمه، اونقدری که اعصابم کشش داشته دیدم.راجع به دختریه که از نامزدش حامله میشه و طرف می میره(نترسید بابا قبلش پنهانی عقد کرده بودن! اسلام به خطر نیافتاده) بعد خانواده پسره هم طردش می کنن و این می مونه با یه بچه تو شکم. بماند که دختره بی احساس ترین موجودیه که بتونید به عنوان بازیگر تصور کنید و من موندم که چه پارتی کلفتی یا چه مقدار پول تونسته بازیگرش بکنه. خلاصه پس از فراز و نشیب های فراوان به این نتیجه می رسه که بچه رو پس از دنیا اومدن بده به خواهرشوهرش که بچه دار نمیشه و خودش هم شناسنامه اش بشه ازدواج کرده و اینا. البته چون کامل ندیدم نمیدونم درازاء این کار دقیقا چی می گیره. خلاصه بچه هه شد چند ماهه و تپل مپل نون بربری، که یه هو احساسات داغ مادرانه فوران می کنه و همه مارو جلز و ولز می سوزونه. دیگه همش کشمکش دیدن بچه و پس گرفتنش از عمه بینواست که همه زندگی شو واسه این بچه گذاشته. البته نفهمیدم آخرش چی شد، بالاخره بهش پس دادن یا نه. ولی چیزی که منو عصبانی می کنه اینه که هی میخوان به خورد ملت بدن که تو بچه رو صرفا به این دلیل که دنیاش آوردی، عاشقش میشی و هرکاری بکنی هیچ کس جای مادرو نمی گیره! به نظر من که کذب محضه. علاقه به مرور زمان به وجود میاد و ریشه می گیره.به نسبت وقتی که صرفش می کنی و خون دلی که پاش می خوری. این چه اخلاق تخمی و بی درو پیکریه که میگه در هر صورت مادر حق داره. اون وقتی که از پس نگهداری بچه برنمیاد، اونو ببخشه و وقتی حالش بهتر شد بیاد و پسش بگیره؟ پس مسئولیت و تعهد کجا میره؟ پای حرف و قول ایستادن چی میشه؟ همین چیزای مزخرفه که باعث میشه اینهمه بچه بدسرپرست وجود دارن و کسی جرات نمی کنه به فرزندی قبولشون کنه. چون پدر و مادر هر وقت عشقشون کشید می تونن بیان و بچه رو بگیرن. بعد هم اگه عشق مادری انقدر بی شائبه است و هیچ چیزی جاشو نمی گیره چرا باید بعد از طلاق و یا مرگ مرد، حضانت و سرپرستی به عهده پدر یا جد پدری باشه؟ بالاخره کدومو قبول کنیم؟ حالا اینو مقایسه کنید با فیلم جونو که قبلن درموردش حرف زدم. درمورد دختر جووننیه که از دوست پسرش باردار میشه و تصمیم می گیره تو روزنامه آگهی بده که یک زوجی که بچه دار نمیشن بیان و به فرززندی قبولش کنن. کاملا قانونمند. بعد از دنیا اومدن بچه هم هی پیاز داغشو زیاد نمی کنن و بچه رو تو بغلش نشون نمیدن که دل بیننده کباب بشه. آیا تنظیم قوانین به شکل ساده تر و عملی تر کار سختیه؟
البته من الان حالم خوب نیست. تموم بدنم درد می کنه، دل پیچه و اندکی حالت تهوع دارم. فکر کنم که بیماریم وارد فاز جدیدی شده. ولی اینایی که نوشتم حرفای دلم بود. به خاطر مریضی نیست.
ارسال شده در افکار من, فرزندخوانده, منِ مادر
