Posted by: golmaryam | آوریل 22, 2008

چند پیغام نسبتا خصوصی، جذابیتی ندارد. نخوانید خب.

نونوش خانوم ما هی شرمنده پیغام های شما می مانیم. هی نمیتوانیم برایتان کامنت بگذاریم. هی حرف تو دلمان می ماند. می ترسم حناق بگیریم بمیریم خدای ناخواسته. این پست اخیر شما هم قطرات اشکی از چشمانمان چکاند.(تحت تاثیر خدا هرمس قرار گزفتم فک کنم.) اولش خواستم برات پیغام بذارم که شمارشو به منم بده. منم کارگرم از قبل عید قهر کرده رفته. بهم گفت : شما را به خیر و ما را به سلامت.  به هرحال حالا دیگه دلشو ندارم با این چیزی که تو نوشتی تو چشای مادر این بچه  نگاه کنم. یک فکری هم به حال کامنت دونی تون بکنید لطفا.

دختر خانوم عزیز، ممنون از راهنماییت. جواب داد.بعد هم شما مگه کاملا مزدوج شدید؟ ا؟ به سلامتی.

خانوم عزیز که کامنت گذاشتی سس سفید همون مایونزه، نکن این کارو با قلب ضعیف یه مادر. یعنی شما فرقشو نمیدونی؟ ببین عزیزم سس سفید همونیه که یه خورده آردو با کره تفت میدن بعد شیر بهش اضافه می کنن. ورنداری مایونزو بری تو سوپ ها..

خانوم منصفانه عزیز، کامنت دونی شما هم قر زیادی برای ما می ریزد. خواستم بگم که مادر با این تعریفی که شما از این عروسی ها کردید و با توجه به اصل “ننه، منع دم دره” ما به این نتیجه رسیدیم که شما دلتان بدجوری از این ماشینها و سایه های خلیجی و عکس های هندی می خارد، فلذا با اینگونه تعاریف حس ما به ما می گوید که عنقریب به چنان عروسی گرفتار خواهید آمد. مراقب خود باشید. عشق در می زند. ولی حادثه خبر نمی کند.

پاسخ‌ها

قابلی نداشت. بعد هم من لینک را دادم که مرخصی هایتان هدر نرود. توی این بانک اطلاعاتی حتی می توانید مغازه ای را که وسایل مورد نظر شما را دارد پیدا کنید بعد بروید سراغش. بعدش هم ما هنوز کاملا مزدوج نشدیم! اما تا آخر این ماه می شویم.

Leave a response

Your response:

دسته‌ها