بس که همه دوستان کامنت دانی های مشعشع و فرخنده ای دارند، من مجبورم از همین تریبون پاسخشان را بدهم. فرنایس جان من که نگفتم از این مدل تونس رفتن حال نکردم. اتفاقا بسی لذت بردیم. چون من فقط دنبال این بودم که موهام تو باد تاب بخوره و بیاد تو صورتم که شد. کسی بهم تذکر نده که نداد. هر چند که دیدن پلیس و ماشین پلیسشان کمی ضربان قلبمو تندتر کرد. بعد هم دلمون میخواست که بریم کافه و رستوران و با فراغ بال نوشیدنی بخوریم که خوردیم. تلفن کاری نداشته باشیم و اینها. فقط شرمنده دوستانی شدم که انتظار سفرنامه داشتند.آقای بلت عزیز، ما به سیدی بوسعید رفتیم. توی باد شدیدی که می وزید و کلا مارو از جا به در می برد رفتیم بالا. از همون مغازه های مذکور خرید کردیم و در قهوه خانه نوک خیابون هم چای و قهوه خوردیم و احساس زندگی و زنده بودن کردیم. ولی خوب سوس و باقی قضایا رو نرفتیم. یعنی با بچه کمی سخت بود. می فهمید که، کمی. این شد که نرفتیم و فقط پرسه زدیم. کلی حال داد. به خانوم محترم سلام مخصوص برسانید. مرسی بهترم. سال نو مبارک.
ارسال شده در Uncategorized | برچسبها: پاسخ به دوستان و احوالپرسی و ا
